ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دو پهلو می سرایم
دو پهلو می سرایم تا نگیرد کس جهانم را
تظاهر می کنم چون وَی، نمی داند نهانم را
به هر سو می رود رودی به خون آغشته می ریزد
به دندان می جوم خودرا، نمی بیند روانم را
صدا پیچیده در کوچه که برخیزید و بگشایید
به کندی می کشم دستم، نمی گویم زبانم را
سراسر کوچه رنگین است و گل پیچیده در خون، باز
تبسم می کنم با خود، نمی خوانم دهانم را
هوا بس سرد و سنگین است، کسی بیرون نمی آید
جهالت سایه افگنده ز هرسو بسته دانم را
من آن مرغ سیه بختم که در باغ تو سر بستم
سکوت مرگبار اینجا بریده استخوانم را
تمام شهر آغشته به خون آرزوی خویش
تمام سال یک فصل است و دزدید آرمانم را
تو کی دانی زبان من، کجا خوانی نهان من
گرفتستی تو جان من، سرود و آشیانم را
زبان درکام من خشک است و دستم بی رمق جاری
ستادی‌ آرزوهایم، ستاندی وان کیانم را
اگرچه سخت و سنگین است، به مردم این سخن گفتن
دوپهلوی من این باشد که گویم درد جانم را
چه می گویی به این مردم که می خوانند ومی خندند
ورای آن چه خواهد شد که دزدیدند، نانم را

#محمدصالح‌مصلح

۳۰سرطان/تیر ۱۴۰۱
 
کلمات کلیدی این مطلب :  استبداد، ظلم، تهدید، اسارت، آزادگی ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/31 در ساعت : 17:59:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  35


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,889 | بازدید دیروز : 19,873 | بازدید کل : 143,788,991
logo-samandehi