ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اعتکاف

نمی‌رسد به عشق، نمی‌رسد به قاف، کسی که با خودش، نبوده در مصاف
کسی که با خودش، نبوده در مصاف، نمی‌رسد به عشق، نمی‌رسد به قاف


به گامِ استوار، بدون هیچ شکّ، همیشه نقدش است، چه رستگاری‌ای!
پناهد آن که با، خلوص و معرفت، به قاف و شین و عین، به عین و شین و قاف


سرشتت است اگر، همیشه حقگرا، نمی‌گریزی از، خودت چرا؟چرا؟
مگر نه اینکه هست، گرایشت به حق، نیاز مُبرمش، گریز از انحراف


پلشتی از دلت زدوده‌ای مگر، که داو عشقت‌ست، به خیرگی به دست
مگر رسیده کس، به عِزّ بندگی، بدون معرفت، بدون اعتکاف


به خیرگی غرور، نورزی ای غیور، به دیدگان کور، به بارگاه نور
رسیده کی مگر، کسی که زبده با، شراب معرفت، نکرده سینه صاف


مگر نه با خلوص، فقط توان رسید، به بزمگاهِ دل، به اوج عرش عشق
عزیز جان من، خلوص اگر تو راست، به خویشتن ببال، به همتت بلاف


کجای قصّه‌ای؟ که بی‌خیالی از شرارتی که در، هوای نفست است
دریده چشم اگر، هماره نفسش است، خلیل دشنه را نمی‌کند غلاف


ببر به حق پناه، وقور و سر به راه، وقور و سر به راه، ببر به حق پناه
پیاده ره بپو، برو به نزد او، که نزدش از تو سر، نمی‌زند خلاف


به چشم شعله‌ور، به خویشتن نگر، صلا زدت اگر، دلت بپر بپر،
طواف دل اگر نکرده‌ای، تو را چه طرف از این کنی، تو کعبه را طواف


سلام ده به عشق، زمام ده به عشق، زمام ده به عشق، سلام ده به عشق
نشین به تخت بخت، که از عذاب سخت، به ساز و برگ عشق، مگر شوی معاف


نمی‌رسد به عشق، نمی‌رسد به قاف، کسی که با خودش، نبوده در مصاف
کسی که با خودش، نبوده در مصاف، نمی‌رسد به عشق، نمی‌رسد به قاف

کلمات کلیدی این مطلب :  طواف ، اعتکاف ، عشق ، قاف ، غلاف ، مصاف ، خلاف ، معاف ، عِزِّ بندگی ، عذاب سخت ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1401/6/31 در ساعت : 0:8:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  31


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 39,891 | بازدید دیروز : 29,956 | بازدید کل : 144,814,549
logo-samandehi