ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



در کوچه ی خاطرات ...
*در کوچه ی خاطرات ...

دوش از کوچه شان گذر کردم
باری از خاطرات بر دوشم
زیر لب گفتم او به یادم هست
یا که از خاطرش فراموشم؟
***
ناگهان باز شد در ِ خانه
خود او بود عشق دیروزم
که هنوز از فراق جانکاهش
می گدازم چو شمع و می سوزم
***
از کنارم گذشت و هیچ نگفت
صورتش از بزک گل افتاده
لب به دندان گزیدم و گفتم
باز وعده به دیگری داده
***
یادم آمد گذشته هایی را
که دو همدل دو همزبان بودیم
چون یکی روح در دو تن آنگاه
ساده و پاک و مهربان بودیم
***
سایه وار از کنار من رد شد
بی که ردّ و بدل کلام کنیم
گفتم ای کاش لااقل می شد
چون گذشته به هم سلام کنیم
***
شوخ و شاداب بود و خنده به لب
چون برانداز کردمش به سکوت
شکر کردم که بود چون سابق
او جوان همچنان و من فرتوت
***
تا سر کوچه رفت و دنبالش
لنگ لنگان ،عصا زنان رفتم
دیدمش با یکی و جان دادم
او چنین رفت و من چنان رفتم!

*عباس خوش عمل کاشانی.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1401/8/26 در ساعت : 21:17:57   |  تعداد مشاهده این شعر :  24


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,514 | بازدید دیروز : 29,946 | بازدید کل : 146,591,660
logo-samandehi