ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مترسکِ دشمن

تو که بر حادثه ها خندیدی
تو که بر خونِ وطن رقصیدی
تو که بر بوسه، زدی مُهرِ جنون
تو که بس بی سر و پا چرخیدی
چشم خود بستی و لب وا کردی
دیده بستی و تماشا کردی
همچو کوران و کران و لالان
شورش و فتنه و بلوا کردی
مزد خوش خدمتی ات را دیدی؟
لاله ی سرخ وطن را چیدی؟
خونِ ناحق که به گردن داری
با چه رویی، تو شبی خوابیدی؟
بهر یک سکته، چه غوغا کردی
خونبها خواسته، بلوا کردی
سنت و دین و وطن را ویران
هر چه را داشته، رسوا کردی
شک کن آیا که تو وجدان داری؟
یا که اندیشه ی شیطان داری؟
حیف باشد که بگویم حیوان!
تو فقط صورت انسان داری
روزهای همه غمگین گشته
کار من ناله و نفرین گشته
نفرتی دارم از این قوم لجوج
چه فضا درهم و سنگین گشته
با بصر، چشم بصیرت بگشا
روی بر حضرت داور بنما
تو مترسک شده ای دست عدو
ظلمت از روی دل خود بزدا
بس کن این فتنه گری را دیگر
بده بر جهل و نزاعت آخر
زین همه فتنه و شور و غوغا
بنما آنچه که داری در سر
کاسه ی صبر همه شد لبریز
بگذر از همه چیز و بگریز
هر دو عالم به تو ویران گشته
بکن از حمله ی شیران پرهیز
ما همه پیرو رهبر هستیم
عهد و پیمان به سر و جان بستیم
خوش بُوَد فیض شهادت بر ما
از مِیِ سرخِ طهورا مستیم
هر شهیدی که به خون می افتد
دشمنِ او به جنون می افتد
بکُشید این همه عیّاران را
شر بر این دشمن دون می افتد
لعن و نفرین فراوان بر تو
آتش و دیده ی گریان بر تو
خیر از زندگی ات پَر بکشد
شعله یِ سرکش و بریان بر تو
از حرم رفته، حرامی گشتید
در بزه، وارد و نامی گشتید
بله، آخر شود این شام سیاه
محو یک وعده ی خامی گشتید
بس ربا، رشوه و دزدی کردید
لقمه هایی به حرامی خوردید
دین پرید از دل و جان و خانه
چه بلا بر سر خود آوردید
دین و ناموس و وطن را دادید
جای آن شرک و ریا بنهادید
خاسر و دست تهی، وامانده
ز همه عقل و حیا ، آزادید
زن به گرداب فنا رفته، ز تو
زندگی سوی جفا رفته ز تو
گشته برده تن و جان و روحت
حریت تا به کجا رفته ز تو
کاشکی بار دگر زاده شویم
کاش بار دگر آزاده شویم
بر ظهور گل رخسار جهان
مهدی فاطمه، آماده شویم
سراینده: سیده فرزانه رضوانی نژاد

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1401/8/28 در ساعت : 22:25:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  25


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 12,335 | بازدید دیروز : 28,377 | بازدید کل : 146,626,858
logo-samandehi