ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برگردان اشعاری از شاده علی شاعر کرد عراقی توسط زانا کوردستانی
دکتر "شادان علی احمد" مشهور به "شاده علی" شاعر کُرد است.
کتاب "زیوا" مجموعه‌ای از اشعار و نقاشی‌های او را در بر دارد که در سال ۲۰۲۲ چاپ و منتشر شده است.

■□■

(۱)
گویی دیگر باران هم
یاری‌گر رویاهایمان نیست!
زمانی‌ست بسیار که نمی‌بارد،
و هرکس قطره‌ای آب می‌بیند،
به شادی فریاد برمی‌آورد:
-- باران!


(۲)
او در قلبم است!
دیگر، کجا دنبالش بگردم؟
...
تمام خیابان‌های شهر را دنبالش گشتم،
همگی به قلبم منتهی شدند.


(۳)
من می‌خواهم هوای شهرم را پر از عطر گل کنم
می‌خواهم ابتدا تو را یک گل بشناسانم و
بعد از عطر و بوی گل برای اطرافیانم تعریف کنم و
آنگاه آنها هم با گل آشنا کنم.
...
من می‌خواهم شهرم را به باغی تبدیل کنم
پر از عطر و بوی ریحان
و همچون گردنبندی چشم‌زخم نشان، در گردنم پیچ و تاب دهم
و چنان خاری در چشم دشمنان سرزمینم در بیاورم.


(۴)
خیلی فریاد زدم و داد و بی‌داد کردم
از دستش ناراحت شدم و بر سر و رویش زدم
با آن همه خندید و گفت:
تمامش کن! تو بی‌ من می‌میری!!!


(۵)
می‌گویند پاییز شده و
هیچ گلی نخواهد شکفت!
گل هی گل است،
هر جایی هم که باشد
هرچقدر هم بماند.


(۶)
گفتم: مدتی‌ست، که بو و عطر پونه به مشامم نرسیده!
تماشایم کرد و گفت:
خودت، عطر خوشبوترین گل، شکفته در فصل‌ بهارانی...


(۷)
دوست داشتنت،
در خیالات هیچ شاعری نمی‌گنجد و
در نوشته‌های هیچ نویسنده‌ای نیامده و
در نت‌های هیچ ترانه و آوازی جای نگرفته و
در هیچ داستان و نمایشی ذکر نشده است.
هیچ‌کس تاکنون نتوانسته زیبایی رخساره‌‌ات را توصیف کند
این مهم را نه دیده‌ام و نه شنیده‌ام
خیر! هیچکس نمی‌تواند و نخواهد توانست.


(۸)
بی‌شک اگر رد شب‌ها را جستجو کنم،
به گیسوان سیاه تو می‌رسم.
یا که رد فرشته‌ها را دنبال کنم،
به در خانه‌ی تو خواهم رسید.


(۹)
تو می‌گویی بخت گنجشککان
همچون جیک جیک صدایشان زیبا خواهد بود؟!
یا که هر دم می‌نالند
همچون ناله‌های وطنم...


(۱۰)
از آماج مکر و حلیه‌ی دشمنان می‌ترسم!
چونکه نمی‌دانیم، که آنها چه می‌خواهند؟!
پیروزی یا اشغال وطنم را؟!



شاعر: #شاده_علی
ترجمه: #زانا_کوردستانی

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1410/9/28 در ساعت : 18:9:35   |  تعداد مشاهده این شعر :  74


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,043 | بازدید دیروز : 15,726 | بازدید کل : 156,794,868
logo-samandehi