ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پول میکاپ و کت و دامن و شلوار نداشت
پول میکاپ و کت و دامن و شلوار نداشت
زن همسایه که جز موش در انبار نداشت
 
پسری داشت دهن لق و خبرچین و خمار
که توجّه به زیان گل و سیگار نداشت

گربه ای داشت در آغوش ، کرم رنگ و ملوس
فسقلی رابطه ای با سگ دربار نداشت

از وفای سگ هار پسرک فهمیدم
که چرا واهمه از گاز سگ هار نداشت

گرگ گاهی هوس حمله به آغل می کرد
زن بیچاره حیاطش در و دیوار نداشت

مرغ ما تا که به دیدار خروسش می رفت
چاره جز خوردن آن مرغ گرفتار نداشت

گاهی اوقات به حال پسرش می خندید
که شده نخبه و در عصر سگی کار نداشت

" پدر عشق بسوزد که در آمد پدرش"
رو به هرکس که زد انگار خریدار نداشت

معتقد بود از این وضع رها خواهد شد
وحشت از دادرسی و ترور و دار نداشت

رفت شلوار بگیرد که سرش خورد به تیر
عینک و روسری بر سر ، سر بازار نداشت

#مهدی_سیدحسینی
@sheroshirini055
۲۰ / ۲ / ۱۴۰۳

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1403/2/21 در ساعت : 7:20:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  53


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,614 | بازدید دیروز : 25,353 | بازدید کل : 158,735,429
logo-samandehi