ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: بیست و چهارمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس
۞ :: سلام شاعران فارسی‌زبان به ماه عزای حسینی
۞ :: تا هندوستان به ضیافت خلافت علی(ع)
۞ :: انتقاد میرشکاک از محمدرضا شفیعی کدکنی
۞ :: شعر جدید افشین علاء "در غم افغانستان"
۞ :: شاعر زمانه - پیرامون حمید سبزواری
۞ :: محفل ادبی «کریمانه» به مناسبت دهه کرامت برگزار شد
۞ :: سومین دوره جشنواره شعر «مباهله» با دبیری علی انسانی برگزار می‌شود
۞ :: تعجب شاعر اصلاح‌طلب از دلسوزی آمریکا برای داغدیدگان آبادان
۞ :: جدیدترین سروده علی‌محمد مودب درباره «متروپل»/
۞ :: شعر میلاد عرفان‌پور برای شهید حسن صیاد خدایی
۞ :: «مظفّر النّواب» ؛ شمشیری بیرون از نیام...
۞ :: تاریخ شعر فارسی در قصیده‌‌ای فاخر از شفیعی کدکنی
۞ :: اشعار شاعران پارسی زبان در خصوص فلسطین
۞ :: استاد «محمدعلی اسلامی ندوشن» درگذشت
۞ :: وصف افشین علا از امیر مومنان
۞ :: اشعاری از شاعران فارسی‌زبان درباره شب قدر
۞ :: جلیل فخرایی شاعر و روزنامه نگار درگذشت
۞ :: ترکیب بند نغمه مستشارنظامی برای حضرت حمزه (ع)
۞ :: محمدزمان گلدسته شاعر قطعات صادق آهنگران درگذشت



ستون طنز

از:جواد نوری همدانی

چشمه ی عمر روان است کما فی السابق
زندگی در جریان است کما فی السابق
بدو خوبش گذران است کما فی السابق
خوب و بد باز همان است کما فی السابق
وچنین شد که چنان است کما فی السابق

همه جا حرف حساب است کما فی الان
خصمتان خانه خراب است کما فی الان
رونق عهد شباب است کما فی الان
عصر ما عصر شتاب است کما فی الان
زندگی پرهیجان است کما فی السابق

رشد ما رو به قفا نیست کما اینکه نبود
کار ها باد و هوا نیست کما اینکه نبود
هیچ چیزی به خفا نیست کما اینکه نبود
بخدایی خدا نیست کما اینکه نبود
این قسم گرچه چاخان است کما فی السابق

هست در سفره ی او نان ونباشد نگران
نگران نیست. که در سفره ی او باشد نان
(شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان)
در سه تا وعده بود سفره ی او باز و در آن:
بره و مغز و زبان است کما فی السابق

طبل و شیپور به هرکوچه و بازار زدند
عکس هرکس که ندا کرد به دیوار زدند
و به دست خود ما دوست ما دار زدند
جارچی ها پس از آن در همه جا جار زدند:
شهر در امن و امان است کما فی السابق

دختران چمن از قحطی شوهر در غم
لاله و یاسمن و سوسن و یاس و مریم
آن ور آب پر از گل شد و شد این ور کم
بیوه شد نسترن وکوکب و رز. نرگس هم
به شقایق نگران است کما فی السابق

اینکه(با پاکدلان صبح و مسایی دارد)
خوب ازاین سفره ی گسترده نوایی دارد
هست قارون زمان. تیپ گدایی دارد
پولشویی مکن این ملک خدایی دارد
گرچه این دوره نهان است کما فی السابق

مثل یک زن که از احساس هوو ترسیده
گرچه می داند و گوید که مگو ترسیده
دم به دم رفته به تجدید وضو ترسیده
از من و ما و شما بیشتر او ترسیده
شیخ ما مسئله دان است کما فی السابق

هی به آرنج نزن اینهمه بر پهلویم
(آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم)
گربگویم دهنم سوزد . اگرنه تویم
نیستم حافظ اگر. حداقل خواجویم
خانه ام در همدان است کما فی السابق

کرده ایام پریشان و زبونش ایضا
صاحب کم خردی کرد و جنونش ایضا
باد در کله و انگشت به چشمش ایضا!
قند خون دارد و این قند. به خونش ایضا
دائما در نوسان است. کما فی السابق

گرچه اکنون بود آباد و کمی ویران نیست.
هست ایران همه جا و همه جا ایران نیست
هرکه ویران کند این منطقه را انسان نیست
چهره ی حق که عیان است و زکس پنهان نیست
پس چه حاجت به بیان است کما فی السابق؟

نظم کردیم یکی شعر به طنزی عالی
جای فردوسی و خاقانی و حافظ خالی
که ازین منظره حظی ببرند و حالی
وبدانند در این عصر پر از رمالی
شعرا را غم نان است کما فی السابق...


تاریخ ارسال :   1395/4/8 در ساعت : 12:55:48       تعداد مشاهده : 1352



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

جواد جهان آرائی
1395/4/23 در ساعت : 15:40:52
عالی بود،درود
بازدید امروز : 6,217 | بازدید دیروز : 18,224 | بازدید کل : 143,765,446
logo-samandehi