ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: علیرضا قزوه: برای اولین بار شعر فجر را به خانه‌ها آوردیم
۞ :: 2 کار وزارت ارشاد برای شعر در سال 1401
۞ :: مثنوی غلامرضا کافی برای جنایت کرمان
۞ :: میهمان رقیه‌ای امشب با همین گوشواره قلبی
۞ :: شعرهایی برای غم کرمان
۞ :: فراخوان سومین دوره جایزه ادبی مادرانه
۞ :: تازه‌ترین غزل افشین علا با مطلع «دیدی چگونه صبر خداوند لبریز شد ز حیله‌ این قوم؟»
۞ :: غزل محمدمهدی سیار برای طوفان الاقصی
۞ :: علیرضا قزوه جدیدترین شعر خود را برای طوفان الاقصی سرود
۞ :: «فردای بعد از تو» تازه‌ترین مجموعه غزل دکتر اکرامی فر
۞ :: رونمایی از کتاب «صفر مرزی»
۞ :: رونمایی از کتاب شعر «بی گمان» با حضور فرمانده نیروی قدس سپاه
۞ :: اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر«آفتاب نهان» فراخوان داد
۞ :: عباس براتی‌پور درگذشت
۞ :: اشعاری در در سوگ شهادت امام علی(ع)
۞ :: شلوغ‌ترین دیدار شاعران و رهبری / ماجرای اتاق سیگار
۞ :: رهبر انقلاب در دیدار شاعران: غربی‌ها از زن ایرانی کینه دارند و به دروغ خود را طرفدار حقوق زن معرفی می‌کنند
۞ :: روایت 3 شاعر از دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: مقام معظم رهبری: ویژگی ممتاز شعر فارسی تولید سرمایه‌های معرفتی و معنوی است
۞ :: محمدکاظم کاظمی از خاطره یک عکس با سیدحسن حسینی می‌گوید



ستون طنز

از:جواد نوری همدانی

چشمه ی عمر روان است کما فی السابق
زندگی در جریان است کما فی السابق
بدو خوبش گذران است کما فی السابق
خوب و بد باز همان است کما فی السابق
وچنین شد که چنان است کما فی السابق

همه جا حرف حساب است کما فی الان
خصمتان خانه خراب است کما فی الان
رونق عهد شباب است کما فی الان
عصر ما عصر شتاب است کما فی الان
زندگی پرهیجان است کما فی السابق

رشد ما رو به قفا نیست کما اینکه نبود
کار ها باد و هوا نیست کما اینکه نبود
هیچ چیزی به خفا نیست کما اینکه نبود
بخدایی خدا نیست کما اینکه نبود
این قسم گرچه چاخان است کما فی السابق

هست در سفره ی او نان ونباشد نگران
نگران نیست. که در سفره ی او باشد نان
(شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان)
در سه تا وعده بود سفره ی او باز و در آن:
بره و مغز و زبان است کما فی السابق

طبل و شیپور به هرکوچه و بازار زدند
عکس هرکس که ندا کرد به دیوار زدند
و به دست خود ما دوست ما دار زدند
جارچی ها پس از آن در همه جا جار زدند:
شهر در امن و امان است کما فی السابق

دختران چمن از قحطی شوهر در غم
لاله و یاسمن و سوسن و یاس و مریم
آن ور آب پر از گل شد و شد این ور کم
بیوه شد نسترن وکوکب و رز. نرگس هم
به شقایق نگران است کما فی السابق

اینکه(با پاکدلان صبح و مسایی دارد)
خوب ازاین سفره ی گسترده نوایی دارد
هست قارون زمان. تیپ گدایی دارد
پولشویی مکن این ملک خدایی دارد
گرچه این دوره نهان است کما فی السابق

مثل یک زن که از احساس هوو ترسیده
گرچه می داند و گوید که مگو ترسیده
دم به دم رفته به تجدید وضو ترسیده
از من و ما و شما بیشتر او ترسیده
شیخ ما مسئله دان است کما فی السابق

هی به آرنج نزن اینهمه بر پهلویم
(آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم)
گربگویم دهنم سوزد . اگرنه تویم
نیستم حافظ اگر. حداقل خواجویم
خانه ام در همدان است کما فی السابق

کرده ایام پریشان و زبونش ایضا
صاحب کم خردی کرد و جنونش ایضا
باد در کله و انگشت به چشمش ایضا!
قند خون دارد و این قند. به خونش ایضا
دائما در نوسان است. کما فی السابق

گرچه اکنون بود آباد و کمی ویران نیست.
هست ایران همه جا و همه جا ایران نیست
هرکه ویران کند این منطقه را انسان نیست
چهره ی حق که عیان است و زکس پنهان نیست
پس چه حاجت به بیان است کما فی السابق؟

نظم کردیم یکی شعر به طنزی عالی
جای فردوسی و خاقانی و حافظ خالی
که ازین منظره حظی ببرند و حالی
وبدانند در این عصر پر از رمالی
شعرا را غم نان است کما فی السابق...


تاریخ ارسال :   1395/4/8 در ساعت : 12:55:48       تعداد مشاهده : 1597



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

جواد جهان آرائی
1395/4/23 در ساعت : 15:40:52
عالی بود،درود
بازدید امروز : 19,845 | بازدید دیروز : 31,698 | بازدید کل : 155,558,136
logo-samandehi