ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد
۞ :: قزوه: تغییر مدیریت در حوزه هنری، آرام، حساب‌شده و عاقلانه بود
۞ :: مجموعه سروده‌های سیده بلقیس حسینی،‌ شاعر فارسی‌زبان هندوستانی، در مجموعه‌ای با عنوان «در انتظار جمعه آخر» منتشر شد.
۞ :: اختصاصی : شب استاد حمید سبزواری با عنوان پدر شعر انقلاب
۞ :: اختصاصی : کیش برای پنجمین بار شعرباران می‌شود



نثر روز

به نام خدا ،به نام خون
به نام آیینه و خورشید
به نام لالایی و لبخند
به نام « بابا آب داد»
به نام او در باران آمد
به نام مدرسه های ویران و دختران قطعه قطعه شده ی خردسال ، به نام نماز ، به نام روزه های قضا
به نام مسجد سنگر است »
به نام گلدسته های سر نگون و چشم های از حدقه در آمده
به نام لب هایی که تا لحظه ای پیش می گفتند
« سَمِعَ الله لِمَن حَمِدَه »
به نام موریه های « میانه ، اشک های « ارومیه » بغض های « بروجرد » به نام آههای « اراک » ، کاسه ها ی کدر « کوهدشت » ، سماورهای ملتمس « تویسرکان » ، کاشی های ترک برداشته ی « اصفهان » شیر فروش های شهید « شیراز » کلیچه پزهای مدفون شده ی « کاشان » به نام عمامه های خونین « قم »
به نام دیده بان های نا بینا ،« آر. پی .جی » زن های بی دست « لودر » چیان تشنه
به نا م شیرخوارگانی که در لالایی آتش به خواب رفتند
به نام پدرانی که با سوغات جسد از سفرِ آوار برگشتند
به نام مادرانی که تنها یادگار کودکشان یک جفت دمپایی است
من این نامه را برای روزها ی آینده ی بشّریت می نویسم
من این نامه را برای همه ی گلّه های بشری می نویسم
من این نامه را برای همه ی آدرس ها ی جهان می نویسم
من از شهر عروسک ها ی سر بریده و اسباب بازی های سرگردان می آیم
من از شهر شیون های پی در پی و صاعقه های متراکم ،
از مرز موج ها و انحنا ی انفجارها ،
از خاوران خورشید و باخترانِ باران می آیم .
من از شهر ناخن های خونین و گیسوان بی صاحب می آیم ،
از مسیر هجرت ها و کرانه ی کوچ ها
از کوچه ی گل های پرپر و پیله ی پروانه های سوخته
از مجاورت مادران با لالایی های بر لب خوشکیده ،
از گور بی نشانان
از گهواره هایی با نوزادان بی سر
من با کامیون هایی پر از میوه ی جراحت ،
با نیسان هایی لبریز از کفشهای خونین و پیراهن های پاره می آیم .
من از پژمردگی « خرم آباد » ، از همهمه ی « همدان» می آیم
آنها در نوش خواب نیمه شب و در نیایش خوش بامداد
آمدند و با خرناسه ی خنجر به خوابمان شبیخون زدند
گندم هایمان را مسلخ بمب های خوشه ای بردند
آیینه هایمان را درآماج موج ها گذاشتند
گل هایمان را به گلوله گرفتند .
گوشواره ی زنانمان را در آستانه ی غسلخانه ها انداختند
نگذاشتند کودکان کبودمان را کفن کنیم ،
نگذاشتند بر جنازه های باد کرده ی آرزویمان اشک بریزیم ،
نگذاشتند با انگشت های بریده ی خود
بر سنگفرش تفتیده ی باروت بنویسیم که :
اهل کوفه نیستیم .
من با کامیون کمک های مردمی می آیم ،
از باجه های وداع ، از بانک های خون ،
از آوازهای بومی
از نماز در زیر سقف باران
از کوچه های متواضع اسلام ،
از ایستگاه های گریان خداحافظی
از آیینه و شمعدان و سکّه وقرآن
از میان مادرانی که پیش از شیر دادن می گویند :
السلام علیک یا ابا عبدالله


تاریخ ارسال :   1396/1/30 در ساعت : 21:13:51       تعداد مشاهده : 701



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 13,318 | بازدید دیروز : 39,444 | بازدید کل : 122,999,446
logo-samandehi