ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: آفرین بادت «علی لندی»! لر پاک وطن!
۞ :: فارسی زبانان از «شهدا و دفاع مقدس» گفتند
۞ :: آقای انصاری‌نژاد خوب شعر می‌گوید
۞ :: در نشست «ضیافت همزبانی» مطرح شد؛
۞ :: پاسداشت مقام شهریار با شاعران پارسی زبان
۞ :: اختصاصی : گزارشی از گروه بزرگ هندیران: زنان عاشورایی
۞ :: «مخزن‌الاسرار» با صدای ساعد باقری در بازار نشر
۞ :: ویژگی مهم شعر آیینی که تأیید اهل بیت را به همراه دارد
۞ :: ماجرای شعری که صاحبش را کربلایی کرد!
۞ :: تقدیر دوباره رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاع
۞ :: شاعر و نویسنده مشهور افغانستان درگذشت
۞ :: پیام تسلیت وزیر ارشاد برای «مودب» و «علا»
۞ :: هفدهمین کنگره ملی شب شعر عاشورایی فراخوان داد
۞ :: گردهمایی شاعران به یاد علامه حکیمی
۞ :: انتشار کتاب 4 زبانه «نقاشی خدا» در هند به قلم «قزوه»
۞ :: خدا حافظ رفیق
۞ :: خادم فرهنگ عاشورایی در محفل عاشورایی «قیامتِ دنیا» تجلیل شد
۞ :: بانگ شاعران در حسینیه هندیران
۞ :: محفل «قیامتِ دنیا» میزبان شاعران عاشورایی می‌شود
۞ :: حدادعادل: اسلام و انقلاب مانند روحی در کالبد شعر «انصاری‌نژاد» جاری است



ستون طنز

تاثیرات پارتی!

یکی را گرفتند در پارتی
رهایش نمودند با پارتی!

سه روز دگر باز شد بازداشت
عمویش رسید و وثیقه گذاشت

دوهفته دگر داد تشکیل «تور»
در آن تورِ علمی(!) اُناث و ذُکور!

همانروز شد جلب در خانه-باغ
به همراه سی-چل نفر هم‌اَیاغ!

پژوهندگانِ صفاجویِ «تور»
فتادند این دفعه ناگه به تور!

تمامی سبک‌جامه و خسته تن
شدند از برِ نارون توی «وَن»(!)

شد این بار قصه ز لونی دگر
نشد لابیِ آن پسر کارگر

نبود از «قضا»یش گریز و گزیر
به ناگاه شد سوژه‌ای دلپذیر

دو صدبرگ پر کرد با چشم تر
از او دیده‌بان حقوق بشر!

یکی داد او را «مبارز» لقب
یکی خواند او را:«عدالت طلب»

دو‌خط نامه کردند از او علَم
بخواندند او را :«چریکِ قلم»(!)

یکی بهر او شعر خواند از فراق
یکی تیتر زد:«مرگ بر اختناق!»

زندندش دو «کمپین» در «فیس بوک»
مضامین بسیار کردند کوک

یکی توی‌ چت‌های آی.آر.سی!
یکی توی بی‌بی‌سیِ فارسی!

ورا «قهرمان» خواند «شیمون پرز»
«اوباما»ش :«دانشجوی معترض!»

چنینش فلک بانیِ ‌خیر شد
بسی «لایک» خورد و بسی «شِیر» شد!

ای انسان درون تو کلّی هنر
ولیکن از آنها خودت بی‌خبر

فلک در تو گیرم نهانش کند
کسی بایدت تا عیانش کند

مکن اینقدَر منفعل، قوّه را
رها ساز نیروی بالقوّه را!

بشر چیست؟گنجینۀ رازها
پی کشف آن، قهرمان‌سازها! 😉

بوالفضول‌الشعرا


تاریخ ارسال :   1396/3/3 در ساعت : 5:52:22       تعداد مشاهده : 1280



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

اکرم بهرامچی
1396/3/7 در ساعت : 10:32:13
در دلم نیست از این پس هوس صهبایی
ساقیا بهر من آور سبد کالایی!

اولویت به خدا با من شیدا باشد
«در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی»

کیست مفلس‌تر از این شاعر‌ مسکین که منم؟
«خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی»

بی تعلل سبدم را بده و شادم کن
به‌خدا گر ندهی کِش بروم از جایی!

داخل خمره، برنج‌ام ده و در جام، پنیر!
روغنم را پس ازآن، در قدحی- مینایی!

ای به قربان تو و مرحمت والایت
کس ندیده‌ست چنین مرحمت والایی

گیرم اندر صف کالا و هجوم مردم
بشکند از منِ محنت‌زده، دستی- پایی!

دست و پایم به فدای سبد کالایت
سر من هم شکند، نیست مرا پروایی

دست و پا و سر من گر برود باکی نیست
باز صد شکر که باقیست دگر اعضایی

توی صف یکسره هل دادم و هل دادندم
نیست این جز کنش و واکنش زیبایی!

یک نفر از تهِ صف تا سرِ صف برد هجوم
مات ماندم که عجب حملۀ برق آسایی!

دیگری گفت:کجا؟گفت:شما را سنه‌نه!
ناگهان گشت به‌پا داخل صف، دعوایی

از سر و کلّۀ هم خلق چو بالا رفتند
پیری افتاد به زیر قدمِ بُرنایی!

آن کرامت که از آن دم زده‌ای جز این نیست
نیست در لطف تو یک ذرّه اگر-امّایی!

نازم این لطفِ کریمانه و شاهانۀ تو
کان بیرزد به چنین محنت جان‌فرسایی!

شکر گویم که خدا کرد دعایم را گوش
چون طلب کردم از او دولت روشن‌رایی

«این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت»
بر در میکده با هلهله یک بابایی(!):

عقل و تدبیر گر این است که ساقی دارد
«وای اگر از پس امروز بوَد فردایی»!

*
بس کن ای شاعر ناپخته که شعرت همه بود
شوخی بی‌مزه‌ای ،صحبت بی‌معنایی

بوالفضول‌الشعرا !
زینب بندری
1396/4/24 در ساعت : 8:36:20
عالی بود
علی‌رضا قزوه
1396/4/25 در ساعت : 22:45:29
خیلی خوب بود
عباس خوش عمل کاشانی
1396/6/13 در ساعت : 17:22:39
درود برحضرت بوالفضول الشعراء
فاخر و زیبا و دلرباست....البته اگر مصراع دویم بشود:
رها شد از اقدام خرپارتی...
شاید بهترتر شود.خرپارتی هم یعنی پارتی بزرگ......
بازدید امروز : 22,392 | بازدید دیروز : 27,070 | بازدید کل : 135,332,127
logo-samandehi