ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: نخستین جشنواره سرود «آوای کتابخانه» فراخوان داد
۞ :: شهادت «دختران دشت برچى» در کتابی از شاعران فارسی‌زبان
۞ :: مستند شیرین شاعران از جلسات رمضانی دیدار با رهبر انقلاب
۞ :: سه غزل جدید قزوه برای دختران افغانستان
۞ :: مرثیه شاعران فارسی‌زبان به یاد شهدای دشت کربلای کابل
۞ :: داغ افغانستان در سروده شاعران|
۞ :: شعر«قزوه» و «اسماعیلی» برای شهدای دانش آموز افغانستان
۞ :: خاکسپاری منصور اوجی در دارالرحمه شیراز
۞ :: شعر ضیا قاسمی برای مظلومیت افغانستان
۞ :: سروده‌ای برای دختران مظلوم افغانستان
۞ :: «منصور اوجی» شاعر پیشکسوت درگذشت
۞ :: چند نکته پیرامون گمانه‌زنی‌ها درباره مرحوم قاسم آهنین‌جان
۞ :: «قاسم آهنین‌جان» در سیل خوزستان لباس امداد پوشید
۞ :: مسابقه مجازی ادبی «استاد سخن» برگزار می‌شود
۞ :: نگاهی به نیایش‌های شاعران برجسته فارسی
۞ :: کنگره ملی شعر امام حسن (ع) فراخوان داد
۞ :: سی‌ونهمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : چهارمین کنگره شعر توحیدی
۞ :: شب شعر «دیدار ماه» همزمان با میلاد امام حسن(ع) برگزار شد
۞ :: ذکر جمیل سعدی در کلام رهبر انقلاب



نثر روز

...هنوز همین جایی و من از پنجره نگاهت می کنم. مرده شور این نیزه ها را ببرند. هزار و سیصد و هفتاد و چه می دانم چند سال است که سرت روی نیزه می درخشد، فقط نیزه دارها جایشان را عوض می کنند. دست به دستت می کنند مولای من ! بی آبروها دست به دستت می کنند!

کاش تمام میشد این شبی که روی شعرهایم خزیده، این شبی که دارد هلاکم می کند دنباله دار بودنش!

" آفتاب گم کرده "تر از من سراغ ندارد دنیا... کجایی خورشید خون گرفته ی من ؟ این دیوانه ی زندگی به دوش را رها کن از این در به دری ! قربان گیسوی بلند رها در بادت ! قربان سرت عشق ! قربان آن بدن هزار پاره ات شهید! مرا می کشد روضه ی گودال ات... مرا می کشد روضه ی "انکسر ظهری"...رحم کن به من ! ارحم ! ارحم ! پدر و مادرم به قربانت ! ارحم !

به دنبال سرت آنقدر دویده ام که از زمین بیرون رفته ام. بگذار در هوای معلق بودنم، برایت خرما خیرات کنم، ای من به قربان رطب های تشنه ات... ای من به قربان لهجه ات وقتی عباس را خطاب قرار دادی : " ارکب! بنفسی انت یا اخی ! ..." ای من به قربان عباس ات... از دست می روم اگر آفتابم نشوی حسین! آفتابم باش حسین ...آفتابم باش ... و برای خاطر خدا، از نیزه پایین بیا... برای خاطر خدا، گودال را رها کن... برای خاطر خدا، قطره ای، فقط قطره ای آب بنوش... آب ببر...آب خیرات کن ... دور کن از من این سراب های لب تشنگی را...دور کن ! ای تشنه ترین مرد تاریخ ! تشنه ام ... ای سیراب ترین مرد تاریخ ! جانم به فدایت ! تشنه ام... من سالهاست تشنه ام. کجاست شریعه ی فرات دستان عباس ات ؟ آب می خواهم ...آب ... ساقی من ! ای حسین سیراب ! ...


تاریخ ارسال :   1396/7/2 در ساعت : 11:20:26       تعداد مشاهده : 771



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 23,542 | بازدید دیروز : 28,074 | بازدید کل : 131,125,673
logo-samandehi