ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: هفدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر فراخوان داد
۞ :: ابوالقاسم حسینجانى شاعر و نویسنده در ۷۳ سالگی درگذشت
۞ :: اشعار شاعران آئینی درباره حوادث اخیر کشور
۞ :: ماجرای خداحافظی اجباری قیصر امین‌پور
۞ :: سروده‌ 2 شاعر در پی حمله تروریستی شیراز
۞ :: سروده احمد بابایی برای عملیات تروریستی شیراز
۞ :: نابغه‌ای که نامش زیر سایه «فروغ» پنهان ماند
۞ :: ماجرای سرودن یک شعر معروف توسط مرحوم موید
۞ :: فراخوان دومین دوره‌‌ی جشنواره‌ی هنری «انسـانِ تمـام»
۞ :: محدثی خراسانی: تجزیه‌طلبان نمی‌توانند با ایران متحد مقابله کنند
۞ :: 14 ترکیب‌بند آیینی از نغمه مستشار نظامی به بازار آمد
۞ :: ماجرای آشنایی آیت‌الله خامنه‌ای با شهریار
۞ :: پاسخ جالب شهریار برای اقامت در اروپا
۞ :: شاعر شعر ناب در چامه‌ی بیست و پنجم
۞ :: تولید محتوا هدف اصلی کنگره‌های شعر آیینی
۞ :: توجه مقام معظم رهبری در ارتقای شعر معاصر
۞ :: کیومرث عباسی قصری شاعر غزل‌سرا در گذشت
۞ :: بیست و چهارمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس
۞ :: سلام شاعران فارسی‌زبان به ماه عزای حسینی
۞ :: تا هندوستان به ضیافت خلافت علی(ع)



نثر روز

...هنوز همین جایی و من از پنجره نگاهت می کنم. مرده شور این نیزه ها را ببرند. هزار و سیصد و هفتاد و چه می دانم چند سال است که سرت روی نیزه می درخشد، فقط نیزه دارها جایشان را عوض می کنند. دست به دستت می کنند مولای من ! بی آبروها دست به دستت می کنند!

کاش تمام میشد این شبی که روی شعرهایم خزیده، این شبی که دارد هلاکم می کند دنباله دار بودنش!

" آفتاب گم کرده "تر از من سراغ ندارد دنیا... کجایی خورشید خون گرفته ی من ؟ این دیوانه ی زندگی به دوش را رها کن از این در به دری ! قربان گیسوی بلند رها در بادت ! قربان سرت عشق ! قربان آن بدن هزار پاره ات شهید! مرا می کشد روضه ی گودال ات... مرا می کشد روضه ی "انکسر ظهری"...رحم کن به من ! ارحم ! ارحم ! پدر و مادرم به قربانت ! ارحم !

به دنبال سرت آنقدر دویده ام که از زمین بیرون رفته ام. بگذار در هوای معلق بودنم، برایت خرما خیرات کنم، ای من به قربان رطب های تشنه ات... ای من به قربان لهجه ات وقتی عباس را خطاب قرار دادی : " ارکب! بنفسی انت یا اخی ! ..." ای من به قربان عباس ات... از دست می روم اگر آفتابم نشوی حسین! آفتابم باش حسین ...آفتابم باش ... و برای خاطر خدا، از نیزه پایین بیا... برای خاطر خدا، گودال را رها کن... برای خاطر خدا، قطره ای، فقط قطره ای آب بنوش... آب ببر...آب خیرات کن ... دور کن از من این سراب های لب تشنگی را...دور کن ! ای تشنه ترین مرد تاریخ ! تشنه ام ... ای سیراب ترین مرد تاریخ ! جانم به فدایت ! تشنه ام... من سالهاست تشنه ام. کجاست شریعه ی فرات دستان عباس ات ؟ آب می خواهم ...آب ... ساقی من ! ای حسین سیراب ! ...


تاریخ ارسال :   1396/7/2 در ساعت : 0:50:26       تعداد مشاهده : 1040



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 2,405 | بازدید دیروز : 25,226 | بازدید کل : 146,375,575
logo-samandehi