ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: علیرضا قزوه: برای اولین بار شعر فجر را به خانه‌ها آوردیم
۞ :: 2 کار وزارت ارشاد برای شعر در سال 1401
۞ :: مثنوی غلامرضا کافی برای جنایت کرمان
۞ :: میهمان رقیه‌ای امشب با همین گوشواره قلبی
۞ :: شعرهایی برای غم کرمان
۞ :: فراخوان سومین دوره جایزه ادبی مادرانه
۞ :: تازه‌ترین غزل افشین علا با مطلع «دیدی چگونه صبر خداوند لبریز شد ز حیله‌ این قوم؟»
۞ :: غزل محمدمهدی سیار برای طوفان الاقصی
۞ :: علیرضا قزوه جدیدترین شعر خود را برای طوفان الاقصی سرود
۞ :: «فردای بعد از تو» تازه‌ترین مجموعه غزل دکتر اکرامی فر
۞ :: رونمایی از کتاب «صفر مرزی»
۞ :: رونمایی از کتاب شعر «بی گمان» با حضور فرمانده نیروی قدس سپاه
۞ :: اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر«آفتاب نهان» فراخوان داد
۞ :: عباس براتی‌پور درگذشت
۞ :: اشعاری در در سوگ شهادت امام علی(ع)
۞ :: شلوغ‌ترین دیدار شاعران و رهبری / ماجرای اتاق سیگار
۞ :: رهبر انقلاب در دیدار شاعران: غربی‌ها از زن ایرانی کینه دارند و به دروغ خود را طرفدار حقوق زن معرفی می‌کنند
۞ :: روایت 3 شاعر از دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: مقام معظم رهبری: ویژگی ممتاز شعر فارسی تولید سرمایه‌های معرفتی و معنوی است
۞ :: محمدکاظم کاظمی از خاطره یک عکس با سیدحسن حسینی می‌گوید



بشنو از نی


#محمّدجواد غفورزاده.


آخــــر مـــــاه صفــــر، اوّلِ مـــاتــم شده است
دیده‌ها پر گهر و سینه پر از غم شده است

آه ای مــــاه، کــه داری بــه رخت گردِ ملال!
خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای مـاه سفر کرده که سی روزه شدی
رنگ رخسار تو، همــرنگ محرّم شده است

عرشیــان، منتظــــر واقعــــه‌ای جان‌سوزند
چشم قدسی نفسان چشمهٔ زمزم شده است

شب تـــودیــــع پیمبر، شهــــــدا می‌گفتند:
آه از این صبح قیامت، که مجسّم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمیــن سایهٔ وحی
آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

مجتبـــی گلشنی از لاله به لب، کــرد وداع
داغ او داغ دل عـــــالـــم و آدم شده است

بـــــاغ، لبریز شــــــد از زمزمهٔ یــاس کبـود
لالــــه، دلتنگ‌تر از حجلــهٔ ماتم شده است

میهمانی، که خراسان شد از او باغ بهشت
میزبان غــــم او عیسی مـریـم شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در طوس
شب، پی کشتن خورشیدمصمّم شده است

تا بسوزد دل ذرّیــــــهٔ زهـــــــرای بتــــــول
زهــر در ساغر انگـــــور فراهم شده است

راستی تــا بزند بــوســـه بر ایــــــوان طلا
کمر چرخ به تعظیم شمـــا خم شده است

پایتخـــت دل صاحــب‌نظـــران است این‌جا
مشهد انگشت‌نمای همه عالم شده است

گر چه بسیــــار خطا دیــــــده‌ای از مـا، اما
سایهٔ مهر تو، کی از سرِ ما کم شده است؟

گر چه من ذرّهٔ ناقابلم ای شمس شموس!
باز پیوند من و عشق تو محکم شده است.


تاریخ ارسال :   1397/8/16 در ساعت : 20:40:3       تعداد مشاهده : 914



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 26,591 | بازدید دیروز : 30,585 | بازدید کل : 155,700,750
logo-samandehi