ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: عرض ارادت شاعران به امام هشتم
۞ :: نامه علیرضا قزوه به آیت‌الله رئیسی
۞ :: هزاران زائر دلتنگ را با نام می‌خوانی
۞ :: وطن‌دوستی در اشعار شاعران آسیایی
۞ :: شعر قزوه برای انتخابات| رأی می‎‌دهم به بچه‎‌های رنج
۞ :: سروده شاعر هندوستانی برای امام هشتم
۞ :: آمدم از هند تا ایران به امیدِ شفا
۞ :: گروه هندیران- فانوس شبچراغ تویی خواهر رضا
۞ :: مبادا باز هم خرداد خونین
۞ :: اختصاصی : شعرخوانی ویژه امام خمینی (ره)- هندیران
۞ :: حال عمومی «احمدرضا احمدی» مساعد است
۞ :: اختصاصی : نمونه هایی از اشعار لایق شیرعلی
۞ :: راه‌اندازی اندیشکده ادبیات پایداری به توصیه رهبر انقلاب بود
۞ :: مبادا شهرستان ادب مثل حوزه هنری شود
۞ :: دومین جشنواره ادبی فلسطین فراخوان داد
۞ :: فرماندار شهرستان ادب، حضرت آقاست
۞ :: رهبر انقلاب 10 سالگی تأسیس شهرستان ادب را تبریک گفتند
۞ :: سروده‌های دو شاعر برای مقاومت مردم فلسطین
۞ :: نوسروده «علیرضا قزوه» برای داغ افغانستان
۞ :: شعر شاعر بنگلادشی که به حاج قاسم و قدس تقدیم کرد



بشنو از نی

🌺🌿محسن_نقدی.

پا در رکاب راه و دوچرخه، با چشم‌های خواب گرفته
از چـــرخ روزگار بـــریـــده، تـا دور‌هـــا شتاب گرفته

بر ترک او نشسته خیالت، هرجا سرک کشیده همان که
در پیچ گیســـوان تو دیده صـد راه پیچ و تاب گرفته

دل می‌زند به دشت و بیابان، پا می‌زند به سمت توهرچند
هر دشت را کویر تکانده، هرچشمه را سراب گرفته

عمری نفس گرفته و رفته، از تو نفس نفس نبریده
حتی کنــــار هـم نگرفته این پـــای در رکاب گرفته

شب بر سرش خراب شد، امااز جاده‌ها جواب شد، اما
او از شبت طلوع چشیده، از خواب تو جواب گرفته
#
می‌گفت: اگر تب تو بتابد، می‌چرخم از هزار خیابان
تا دیدن تو تـــــاب ندارند این چرخ‌های تاب گرفته

ای سوروسات روز و شبم تو! نقل و نبات روی لبم تو!
تو زنده‌ای هنوز... اگرچه در خاطرات قاب گرفته

از بعد تو بهار نیامد، بعد از تو کوچه‌ها همه زردند
هر نور را «سیاه» ربوده، هر خانه را «خراب» گرفته

باران گرفت کوچه‌ به کوچه، هی دست و پا زدیم اگرچه
شد غرقْ راه بین من و تو در کوچه‌های آب گرفته
#
از شهررفته است جهانگرد، درچشمهای مستِ جهانگرد
هر کافه‌ای که گوشه‌ی جاده ست ازموی تو شراب گرفته

آن گل میان دشت و بیابان، یا آن گلِ کنار خیابان
یا آن که غنچه کرده در ایوان، از عطر تو گلاب گرفته

هرجا رسیده از تو سروده، رازی مگو ست بر لب او که
از قلب او قرار ربوده، از چهره‌اش نقاب گرفته

در دورهای باطل میدان، دنبال ردپای تو گشته
پرسیده روی گندمی‌ات را از چرخ آسیاب گرفته-

تا چرخ‌های خسته‌ی گاری یا چرخ‌های گیج سواری
اما سراب‌های سر راه او را از آب و تاب گرفته

اما کجاست راه تو؟ شاید باید تو را سراغ گرفت از
این بغض بی‌دلیل شکسته، این دل که بی‌حساب گرفته

حالا نشسته بر لب ساحل، چشم از تو برنداشته سایه
از دوری‌ات نکرده گلایه ای ماه آفتاب گرفته!


تاریخ ارسال :   1397/8/20 در ساعت : 3:44:1       تعداد مشاهده : 500



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 14,932 | بازدید دیروز : 33,755 | بازدید کل : 132,348,832
logo-samandehi