ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد
۞ :: قزوه: تغییر مدیریت در حوزه هنری، آرام، حساب‌شده و عاقلانه بود
۞ :: مجموعه سروده‌های سیده بلقیس حسینی،‌ شاعر فارسی‌زبان هندوستانی، در مجموعه‌ای با عنوان «در انتظار جمعه آخر» منتشر شد.
۞ :: اختصاصی : شب استاد حمید سبزواری با عنوان پدر شعر انقلاب
۞ :: اختصاصی : کیش برای پنجمین بار شعرباران می‌شود



بشنو از نی

🌺 محمدرضا رستم پور.

رؤیـــای آبی بــی انـــدوه ، در دســت هـــای پـــــدر پوسید
امّیــد تکیــــه زدن بر او ، در چشــــم هـــای پســـر پوسید

هی صبـــر تـــا برسند از راه ، آن وعـــده هــای سـرخرمـن
آنقـــدر روی جگــــر مـانـده ، دنـــدان کـه روی جگـــر پوسید

هی چشــم شـــوق بــه راهی که ، بعـــد از غــبار سوارآید
هی گـــــوش بر خبــر تازه ، هی شــوق تـا که خبــر پوسید

هر تیشه زاد و ولد کرد و ، هر شاخه دست دعـــا برداشت
هـــرالتمــــاس درختـــی شـــد ، کـه بــــرغـــرور تبر پوسید

هی بــاغ یخ زد و مــن بــا ذوق ، از عطـر تـازه شدن خواندم
تــا روی حنجــــره ی ســـردم ، آواز «مـــرغ سحـــر» پوسید

«دیگـــر پیــامبـــری از عـــرش ، پــاییــن نخـواهـد آمـــد» نه
درچشـــم یخ زده ی رؤیـا ، آن شـــوق معجـــزه گـــر پوسید

گفتنــد مـی رود امــا مــانـــد ، ایــــن روزگار ســراســر زهر
آنقـــــدر دور تسلســل زد ، تـــــا اعتبــــــار شکـــر پوسید

تلــخ است ایــن کلمــات اما ، ایــن تلخــی از کلماتم نیست
این تلخی از تب افکاری ست ، کــه در کجــاوه ی سر پوشید

می خواست در سفری تازه ، یک کم لطیف شــود ایـن شعر
آنقـــدر گیــج شد از انـــدوه ، تــا رفتـــه رفتـــه سفر پوسید

از ســرگـــذشت امیـــد من ، تنهـــا دو جملــه بـه جــا مانده
دستی که قفل شده بر هیچ ، چشمی که میخ به در پوسید.


تاریخ ارسال :   1397/8/26 در ساعت : 2:27:20       تعداد مشاهده : 367



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 15,757 | بازدید دیروز : 39,444 | بازدید کل : 123,001,885
logo-samandehi