ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: دفاتر شعر مقاومت، ترانه و طنز افتتاح شد
۞ :: برگزیدگان جایزه کتاب سال، جلال آل احمد و شعر فجر در زمره نخبگان فرهنگی قرار می‌گیرند
۞ :: برگزیدگان دوازدهمین «جشنواره شعر و داستان انقلاب»
۞ :: آیین اختتامیه نخستین کنگره ملی شعر یتیم برگزار می‌شود
۞ :: تالار زنده یاد «صفارزاده» افتتاح شد
۞ :: کار خوب جشنواره شعر فجر در ستایش شاعران موسپید
۞ :: تندیس طلایی شعر فجر در دست برندگان
۞ :: «این چهل سال» قزوه منتشر شد
۞ :: شعر رضا اسماعیلی به مناسبت فجر ۴۲
۞ :: سروده سوزناک افشین علا برای پرکشیدن علی انصاریان
۞ :: سعدی بهتر است یا حافظ؟
۞ :: فراخوان نوزدهمین دوره جشنواره قلم زرین منتشر شد
۞ :: محفل شعر فاطمی در جشنواره شعر «فجر»
۞ :: رونمایی از کتاب تازه رضا اسماعیلی
۞ :: در ستیز با تحریف‌ها و باژگونگی‌های شعر آیینی
۞ :: رونمایی از «فخر ایران»
۞ :: صالحی: پیوند حیات ایران و انقلاب با شعر
۞ :: «زنده بادا عشق» رونمایی شد
۞ :: بر مزار شهید فخری‌زاده جشنواره شعر فجر را افتتاح می شود
۞ :: معرفی دبیر نوزدهمین جشنواره قلم زرین



بشنو از نی

🌺 محمدرضا رستم پور.

رؤیـــای آبی بــی انـــدوه ، در دســت هـــای پـــــدر پوسید
امّیــد تکیــــه زدن بر او ، در چشــــم هـــای پســـر پوسید

هی صبـــر تـــا برسند از راه ، آن وعـــده هــای سـرخرمـن
آنقـــدر روی جگــــر مـانـده ، دنـــدان کـه روی جگـــر پوسید

هی چشــم شـــوق بــه راهی که ، بعـــد از غــبار سوارآید
هی گـــــوش بر خبــر تازه ، هی شــوق تـا که خبــر پوسید

هر تیشه زاد و ولد کرد و ، هر شاخه دست دعـــا برداشت
هـــرالتمــــاس درختـــی شـــد ، کـه بــــرغـــرور تبر پوسید

هی بــاغ یخ زد و مــن بــا ذوق ، از عطـر تـازه شدن خواندم
تــا روی حنجــــره ی ســـردم ، آواز «مـــرغ سحـــر» پوسید

«دیگـــر پیــامبـــری از عـــرش ، پــاییــن نخـواهـد آمـــد» نه
درچشـــم یخ زده ی رؤیـا ، آن شـــوق معجـــزه گـــر پوسید

گفتنــد مـی رود امــا مــانـــد ، ایــــن روزگار ســراســر زهر
آنقـــــدر دور تسلســل زد ، تـــــا اعتبــــــار شکـــر پوسید

تلــخ است ایــن کلمــات اما ، ایــن تلخــی از کلماتم نیست
این تلخی از تب افکاری ست ، کــه در کجــاوه ی سر پوشید

می خواست در سفری تازه ، یک کم لطیف شــود ایـن شعر
آنقـــدر گیــج شد از انـــدوه ، تــا رفتـــه رفتـــه سفر پوسید

از ســرگـــذشت امیـــد من ، تنهـــا دو جملــه بـه جــا مانده
دستی که قفل شده بر هیچ ، چشمی که میخ به در پوسید.


تاریخ ارسال :   1397/8/26 در ساعت : 2:27:20       تعداد مشاهده : 458



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 10,476 | بازدید دیروز : 30,027 | بازدید کل : 128,835,884
logo-samandehi