ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: بیست و یکمین دوره جشنواره «قلم زرین» فراخوان داد
۞ :: اشعار شاعران آئینی برجسته کشور برای حاج قاسم
۞ :: معرفی اعضای هیأت علمی هفدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر
۞ :: زبان مشترک مردم ایران و هند، زبان همدلی است
۞ :: ارسال بیش از 3000 اثر به دبیرخانه شعر فجر
۞ :: یدالله امینی متخلص به «مفتون» در 96 سالگی درگذشت
۞ :: هفدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر فراخوان داد
۞ :: ابوالقاسم حسینجانى شاعر و نویسنده در ۷۳ سالگی درگذشت
۞ :: اشعار شاعران آئینی درباره حوادث اخیر کشور
۞ :: ماجرای خداحافظی اجباری قیصر امین‌پور
۞ :: سروده‌ 2 شاعر در پی حمله تروریستی شیراز
۞ :: سروده احمد بابایی برای عملیات تروریستی شیراز
۞ :: نابغه‌ای که نامش زیر سایه «فروغ» پنهان ماند
۞ :: ماجرای سرودن یک شعر معروف توسط مرحوم موید
۞ :: فراخوان دومین دوره‌‌ی جشنواره‌ی هنری «انسـانِ تمـام»
۞ :: محدثی خراسانی: تجزیه‌طلبان نمی‌توانند با ایران متحد مقابله کنند
۞ :: 14 ترکیب‌بند آیینی از نغمه مستشار نظامی به بازار آمد
۞ :: ماجرای آشنایی آیت‌الله خامنه‌ای با شهریار
۞ :: پاسخ جالب شهریار برای اقامت در اروپا
۞ :: شاعر شعر ناب در چامه‌ی بیست و پنجم



سخن هفته


چرا سعدی؟
محمدرضا شفیعی کدکنی

◾️
هيچ كس در اين ترديدى ندارد كه خداوند در سرشت سعدى جوهر شاعرى را در حدّ نهايى آن به وديعه نهاده بوده است. و هيچ كس در اين ترديدى ندارد كه سعدى در جانب اكتسابىِ هنرِ شعر نيز بر مجموعهٔ ميراثِ بزرگان ادب فارسى و عربى اشرافى شگرف داشته است. هيچ‌كس در اين امر نيز نمى‌تواند ترديد كند كه سعدى بر تمام معارف اسلامى از فقه و كلام و حديث و تفسير و تصوّف و تاريخ و ديگر شاخه‌هاى فرهنگ وقوف كامل داشته است. با اين همه اگر محبوبيّت و سلطنتِ هنرى او را در طول اين هشت قرن حاصل اين امتيازات او بدانيم، به تمامى حقيقت اشاره نكرده‌ايم؛ زيرا يك نكتهٔ برجسته را از ياد برده‌ايم و آن اين است كه در هنر سعدى چيزى وجود دارد كه ديگر بزرگان ما از آن كمتر بهره داشته‌اند و آن آزمونگرى و تجربه‌گرايى سعدى است در آفاق پهناور حيات و ساحت های مختلف زندگى اجتماعى و فردى؛ همان چيزى كه او خود از آن به «معاملت داشتن » تعبير مى‌كند. و من می‌خواهم به يكى از گوشه‌هاى پوشيده ماندهٔ تجارب و معاملات گوناگون او در آفاق حيات اشاره كنم. به ابياتی از اين دست بنگريد:
جوانمرد اگر راست خواهى ولى‌ست
كرم پيشهٔ شاه مردان على‌ست

يا
جوانمردىّ و لطف است آدميّت
همين نقش هيولايى مپندار

يا
علم آدميّت است و جوانمردى و ادب
ورنى ددى به صورت انسان مصوّرى


كه بالاترين حدّ انسانيت را در اين گونه ابيات به جوانمردان نسبت مى‌دهد و خود تصريح دارد كه آخرين حدِّ سير روحانى‌اش، پس از آن همه تحصيل در مدارس علوم اسلامى از قبيل نظاميّهٔ بغداد، پيوستن به جوانمردان بوده است:
نشستم با جوانمردان قلّاش
بشُستم هرچه خواندم بر اديبان

و بهترين قهرمانان داستان هاى او، از نوع جوانمردان‌اند، چنان كه در داستان آن جوانمرد تبريزى مى‌بينيم كه دزدى را از راه ديوار به سراى خويش مى‌برد و دستار و رختِ خود را بدو مى‌دهد تا در دزدى ناكام نباشد و در پايان مى‌گويد:
عجب نايد از سيرتِ بخردان
كه نيكى كنند از كرم با بدان

در چشم‌انداز نخست چنين به نظر مى‌رسد كه ستايش جوانمردى امرى است طبيعى و هر كسى به فضايل اخلاقى اشارتى داشته باشد همين حرف ها را مى‌زند؛ امّا چنين نيست.
براي آن كه مساله قدرى ملموس‌تر و روشن‌تر شود، از هم‌شهرى بزرگ و بى‌همتاى سعدى، خواجهٔ شيراز ياد مى‌کنيم كه در سراسر ديوانش حتى يك بار هم از كلماتى مانند « جوانمرد» و «جوانمردى» و «فتوّت» ياد نكرده است. آيا اين يك امر تصادفى‌ست يا مى‌تواند ريشه هايى در روانشناسى فردى و شخصى سعدى داشته باشد؟ به گفتهٔ خودش:
دگرى همين حكايت بكند كه من وليكن
چو معاملت ندارد سخن آشنا نباشد

بى‌گمان او در اين قلمرو نيز معاملت و تجربه داشته است.

(محمد‌رضا شفيعى كدكنى، قلندريّه در تاريخ، صص ۵۲۸–527)



تاریخ ارسال :   1398/2/3 در ساعت : 15:2:17       تعداد مشاهده : 723



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 4,527 | بازدید دیروز : 27,550 | بازدید کل : 148,072,343
logo-samandehi