ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: انتقاد میرشکاک از محمدرضا شفیعی کدکنی
۞ :: شعر جدید افشین علاء "در غم افغانستان"
۞ :: شاعر زمانه - پیرامون حمید سبزواری
۞ :: محفل ادبی «کریمانه» به مناسبت دهه کرامت برگزار شد
۞ :: سومین دوره جشنواره شعر «مباهله» با دبیری علی انسانی برگزار می‌شود
۞ :: تعجب شاعر اصلاح‌طلب از دلسوزی آمریکا برای داغدیدگان آبادان
۞ :: جدیدترین سروده علی‌محمد مودب درباره «متروپل»/
۞ :: شعر میلاد عرفان‌پور برای شهید حسن صیاد خدایی
۞ :: «مظفّر النّواب» ؛ شمشیری بیرون از نیام...
۞ :: تاریخ شعر فارسی در قصیده‌‌ای فاخر از شفیعی کدکنی
۞ :: اشعار شاعران پارسی زبان در خصوص فلسطین
۞ :: استاد «محمدعلی اسلامی ندوشن» درگذشت
۞ :: وصف افشین علا از امیر مومنان
۞ :: اشعاری از شاعران فارسی‌زبان درباره شب قدر
۞ :: جلیل فخرایی شاعر و روزنامه نگار درگذشت
۞ :: ترکیب بند نغمه مستشارنظامی برای حضرت حمزه (ع)
۞ :: محمدزمان گلدسته شاعر قطعات صادق آهنگران درگذشت
۞ :: برای دومین شهید حرم رضوی/ سفره انقلاب سیری چند؟
۞ :: کاظمی: پیوند برادری ایران و افغانستان ناگسستنی است
۞ :: افشین علا «بر زانوان رضا (ع)» را برای شهید اصلانی سرود



سخن هفته


شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند

شعر هنر اول ما ایرانیان است،هنری که در سراسر جهان نام ایران و ایرانی را با فرهنگ و ادب گره می زند.
و شاعری هنر دوستی و همنشینی با واژه است و کلام ،شاعر تا نیندیشد،تا مهربان نباشد،تا خوب نبیند و خوب نشنود نمی تواند واژه ها را با مهر و عطوفت مهمان دفتر و قلمش کند.
واژه هایی که مهربان هستند،واژه هایی که راز هستی را می دانند و بار هستی را به دوش می کشند و شاعر نه تنها یک هنرمند که یک رهرو و سالک است و در سراسر این مسیر پر پیچ و خم در حال گذراندن هفت خوان عشق و عرفان.
شاعر اگر سالک نباشد با اولین مرحبا و تحسین خود را در قله می بیند و از جلا دادن روح و روشن نگاه داشتن ضمیرش دست می کشد، حال آنکه بزرگترین مانع بر سر راه نوشتن عجب و غرور است .
شاعر اگر دلی مهربان و بخشنده نداشته باشد درهای ملکوت واژه ها بر قلبش گشوده نخواهد شد،ما شاعران نمی توانیم و نباید حتی در سخت ترین لحظات و زمانها ساحت مقدس واژه و کلام را فراموش کنیم و جز کلمه طیبه بر زبان بیاوریم،چرا که هر واژه ای وزن و بار معنوی خودش را دارد و واژه های نامهربان موجب دلشکستگی و دلسردی مهرواژه ها هستند.
اشک شاعر،اشک جامعه است و غمش غم دیگران،با خنده های دخترکی در خیابان قلبش سرشار از شور می شود و با دیدن بال شکسته ی کبوتری قلمش خون می گرید.شاعر اگر به جهان دیگر گونه ننگرد به راز واژه ها دست پیدا نخواهد کرد.شعری که زندگی ست،شعری که زندگی را زیباتر می کند،شعری که غم از دل می برد و شادی آسمانی را مهمان دلها می کند،جز شعر برآمده از دلی صاف و مهربان نیست.
حال آنکه شاعر،این واژه ی بااحساس و مهربان، بسیاری از اوقات در خلوت خود دست بر سر واژه ها می کشد و هیچکس از او نمی پرسد که:چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی!
امید آنکه در روز شعر و ادب،مهربانی شعر همراه دقیقه هایمان باشد و شاعران سفرکرده را با فاتحه ای به یاد آوریم.



تاریخ ارسال :   1398/6/27 در ساعت : 13:0:49       تعداد مشاهده : 614



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 2,934 | بازدید دیروز : 28,021 | بازدید کل : 142,671,878
logo-samandehi