ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عاشقانه
ین روزها خوابت چنان در ذهنم دست دست می کند
تاخاطراتت بلغزند
کنار همان میدان بی ربط
پای همان دکه مچاله روزنامه .. .
به انحنای باران تکیه داده ام
و تو در رطوبتی که پیاده رو را بالامی کشد
حضورت را بند بند
روی آسمان مات پهن می کنی
سر می رسی تا برای اولین بار
غلت بزنم روی قلبم
که ببینم
همگام با تو کوتاهی شیب را چقدر طولانی و چقدر تند...
کلید که می چرخد... باقی را هل می دهم بیرون...تا لحظه ای که روی همان راحتی
پشت آن پنجره پس رفته
به خورشید لم داده ای
و او سرخوشانه روشنایش را به موهایت می بافد
پنج سالی می شود
که فراموش کرده ام خوابم روی دستت مانده
مبادا با عطر همین چای
بریزد روی گل های پلشت قالی ...
همه لحظه ها نمی خزند.
کش نمی آیند
همه حباب های رویایم نمی ترکند
تنها
نگاه مغموم توست
که لایه لایه ذهنم را می گزد
در میانه خوابی تلخ
که تا نیم روز راه باز کند
به خاطراتی روشن
که هیچ وقت رخ نداده اند...
کلمات کلیدی این مطلب :  دکه مچاله روزنامه حضور بند بند ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/1/9 در ساعت : 12:31:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  25


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,493 | بازدید دیروز : 22,849 | بازدید کل : 130,301,707
logo-samandehi