ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سه گلشنی به نام قدر شب قدر علی...
بسم الله الرحمن الرحیم (آغازگر:) مهتاب از جا، کنده شد؛ در التهاب افتاد/ شقّ القمر شد. در دو عالَم، انقلاب افتاد/ &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&& (پیکره) خورشید تا افتاد بر دریا، قیامت شد/ آتش گرفت عالَم. مصیبت، بی نهایت شد/ هفت آسمان بر دوش و، تنها بر زمین می رفت/ او خود، قیامت بود و آیت بود و غایت شد/ پیشانی اش مَه پیشه، چشمانش خداپیما/ با قامتی که اِستنادِ استقامت شد/ دوشی که جای بوسه های کوله باران بود/ آیا خیالش راحت و در استراحت شد؟/ تازه، یتیمان، اُنسِ شان را تازه می کردند/ اما پدر، دیگر پُر از عزمِ عزیمت شد/ تازه، فقیران معنیِ دستِ خدا با ما ست .../ تازه، هوای کوفه، سرشار از محبت شد/ آن شب که خورشیدی ترین اسطوره را کشتند/ آن شب که ماهِ آسمان، قلبش دو قسمت شد/ آن شب که دنیا، بار دیگر، داغِ بابا دید/ آن شب، بله آن شب، خدا اهل روایت شد/ دیگر، علیّ بن ابی طالب، زمینگیر است/ آن آسمانگیری که عُمری، ماهِ دعوت شد/ امشب که بابای ازل، قصدِ ابد دارد/ مسجد به خون، زینت شد و غرقِ لطافت شد/ &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&& (پایانبخش:) قدرِ شبِ قدرِ علی را عشق می داند.//


   تاریخ ارسال  :   1400/2/13 در ساعت : 9:37:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  47


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,566 | بازدید دیروز : 29,558 | بازدید کل : 131,056,431
logo-samandehi