ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یادباد
                      یادباد
طی کنیم ای همسفر باید پیاپی جاده‌ها را
آمده وقتش؛ خبر کن یک‌به‌یک آماده‌ها را

از هواداریّ ما غافل مشو ای عشق یک دم
تا که جانی نو ببخشی ازنفس‌افتاده‌ها را

نیست کارِ ناامیدِ نیمه‌راهی ره‌سپردن
واگذار ای دل به حالِ خویشتن واداده‌ها را

مهره‌های سبحه‌هاشان دانه‌دانه حیله‌بازی
کرده این قومِ دورو دامِ ریا سجّاده‌ها را

یادبادِ آن بلانوشانِ سرخوش، ساقیا در
-ساغر ما نیز از بالا بریز آن باده‌ها را

پای بسیاری کسان با ما به بزم عشق وا شد
دستِ‌کم گیرند گیرم عاقلان ما ساده‌ها را
***
عادت من نیست؛ می‌گیرم ولیکن گه‌گداری
-اندکی تحت نظر اوضاعِ فوق‌العاده‌ها را؛

بس که می‌بینم زن و مردِ شبیهِ هم به‌ظاهر
می‌دهم تشخیص از نرها، به‌سختی، ماده‌ها را!
***
رنگ و رویش تازه شد از درد و داغ و زجر و زحمت؛
ها! بزن باز ای جنون بر جانِ من سنباده‌ها را

دوستانِ بی‌بصیرت را هدایت کن الهی
تا بچرخانند سمتِ دشمنان عرّاده‌ها را! 

ای دلت کم‌مایه‌تر از قطره‌ای شبنم، مترسان
-از شب و از موج و از گرداب، دریازاده‌ها را

در رهایی خصلتِ خونخوارها هی هارتر شد
ای شبان! بر گردن گرگان بزن قلّاده‌ها را

پهن کرده دام و پاشیده است دانه، تا...، ولیکن
کیست دنیا، تا اسیرِ خود کند آزاده‌ها را؟!
***
خود تو از آنان غرامت می‌ستانی، باز هم خود
-می‌دهی از نو توان، ای عشق، تاوان‌داده‌ها را

اسب، ما را تا که از زین بر زمین زد، ریخت اشکی
هر نجیبی می‌شناسد اصلِ ما افتاده‌ها را
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/3/30 در ساعت : 14:21:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  231


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی نظری سرمازه
1400/3/30 در ساعت : 16:39:16
پهن کرده دام و پاشیده است دانه تا...ولیکن
کیست دنیا تا اسیر خود کند آزاده ها را !!؟؟
درود شاعر گرامی
باز هم مثل همیشه تاثیر گذار...
رضا محمدصالحی
1400/3/30 در ساعت : 17:49:13
دستِ‌کم گیرند گیرم عاقلان ما ساده‌ها را

درود استاد
بازدید امروز : 25,541 | بازدید دیروز : 27,070 | بازدید کل : 135,335,276
logo-samandehi