ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



توطئه
جانبخش
حس انگیز
صورخیال را می چرخاند
از غایب فلسفه بیرون زده
می رود دنبال واژه ها
دنبال کلمات
کلمه نور بود
نور کلمه شد
نشست در سطری که ستاره ای دنبال دار را دنبال می کند
سرخ
با آرزهایی که برای مردم درسینه دارد
عَلي‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ
کسی چه می داند
توطئه از کجا شکل می گیرد
چه کسی تئوری توطئه می نویسد
اسمش هم وحشت آور است
چه رسد به واقعیت
آتش زدن جنگل
آتش زدن دشت
آتش زدن دروازه هایی که می تواند رو به بهشت باز شود
رو به نور
روبه آخرین پنجره ی روبه خدا
عینیت
یا ذهنیت
دوگانگی بین مفاهیم و کلمات در اندوه ناک ترین اتفاق
دهان دود کش ها
پیغام سوختن می دهد
توطئه ی ادامه دار
کوفه
کربلا
شام
توطئه می پیچد در بوی تنباکو
دهان اتاق را گل می گیرد
دیوار تا دیوار بی پنجره
کسی می خواهد تمام جهان تاریک باشد
کسی می خواهد  پیغام جنگ بدهد
دهان دود کش را
سیاه می کند
یک نفر می بیند
یک نفر سرخ می شود
سرخ پوست تر از تمام سیاه پوستان آفریقا
لبانش سیاه می شود
سیاه تر از تمام سرخ پوستهای آمریکا
همه ی ما
نسل کشی را تجربه کرده ایم
همه ی ما بی آنکه بدانیم
همدردیم
در عرض های متضاد جغرافیایی
در بستر من
در پوستین تو
تنها توطئه پشت عینک دودی
سیگار برگ کوبایی می کشد
انگار نه انگار بوی تباکو می دهد مغزت
انگار نه انگار آدم ها می توانند
بوی توطئه را از یک کیلومتری حس کنند
کافی ست
این تابوت را بشکنی
نور به اناق می تابد
همه چیز روشن می شود
مثل روز روشن است
توطئه از کجا نشات می گیرد
این وزنه
ما را تا ته دریا می کشد
خفگی از استخوانمان بالا می آید
همه جا نمی شود خفقان گرفت
غرقت می کند
کودکی
ترسهایش را به چوب لباسی آویزان می کند
پرت می شود به سینه ی توطئه
وسط خیابان
وسط دود
سیاهی آنقدر هم که می گویند ترس ندارد
می شود مقابلش ایستاد
حتا اگر در خیابان باشد
 
 
 
سید مهدی نژادهاشمی 

0
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/9/8 در ساعت : 9:37:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  312


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,551 | بازدید دیروز : 27,545 | بازدید کل : 155,702,221
logo-samandehi