ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جای توفیری نبود
جای توفیری نبود

آنچه غم دارد جهان بر شانه ما می دهد
حق ما را این ستم کی بوده! اما می دهد

نوبت هر کس به هر اندازه باشد بی گمان
در تب و تاب زمان پنهان و پیدا می دهد

این یکی را می سپارد دست گرداب بلا
آن یکی را زورق و نقش چلیپا می دهد

زیر پلک آرزو با لحظه های انتظار
آه شبنم می ترواد شور دریا می دهد

سینه تنگی می کند قلب پریشان را ولی
بقجه دلدادگی را گوشه ای جا می دهد

غرق تردیدم که دست کیمیای سرنوشت -
هر کسی را آنچه قسمت بوده آیا می دهد؟

گفتم ای مجنون چرا این جاده را سر می نهی
گفت ای دیوانه اینجا بوی لیلا می دهد

از همان روزی که فرش پای آن دُردانه شد
نکهت دامان او را ریگ صحرا می دهد

دل ندادی تا ببینی جای توفیری نبود
آنکه جانی می ستاند یا جهان را می دهد
کلمات کلیدی این مطلب :  جای توفیری نبود، غزل، شعر علی معصومی ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/2/30 در ساعت : 9:51:50   |  تعداد مشاهده این شعر :  49


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,365 | بازدید دیروز : 26,703 | بازدید کل : 142,627,701
logo-samandehi