ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🔥 قصیده ی سیل 🔥

چنان از کوهساران شد روان سیل
که خیره کرد چشم آسمان سیل
مه و خورشید هم خود را نهان کرد
به رخسار دژم چون شد عیان سیل
به سوی خانه های سست بنیان
هجوم آورد چون پیل دمان سیل
فرو برد اژدها سان عابران را
به هر معبر که بگشودی دهان سیل
بلاهای فراوان از ره آورد
به هر جا کاروان در کاروان سیل
به غرّش چون که آمد زهره ها را
به تن کرد آب چون شیر ژیان سیل
بنای سالمی نگذاشت باقی
چو آمد خشمگین در هر مکان سیل
توانا را ز تأثیرات خود کرد
به هر شهر و دیاری ناتوان سیل
شتابان آن چنان آمد که گویی
رها گردید چون تیر از کمان سیل
امان بگرفت از هر کس که می دید
روان گردید وقتی بی امان سیل
بسان صرصر مرگ آمد و کرد
بهار زندگی ها را خزان سیل
نه تنها زآدمی کز هر پرنده
به هم زد بر درختان آشیان سیل
خطرناک از ره آمد تا رسانید
به هر جنبنده موجودی زیان سیل
به جز تخریب در هر شهر و هر دیه
اهالی را نیاورد ارمغان سیل
ربود از کالبدها با تغیّر
چو عزرائیل در هر گوشه جان سیل
خرابیهای خود را شرح می داد
اگر می داشت چون انسان زبان سیل
به تاریخ بشر دیده ست کمتر
بدین ویرانگری پیر و جوان سیل
به زعم مردم هشیار دارد
نشان از فتنه ی آخر زمان سیل
روانسود است و جانکاه است و دلسوز
سبک از جای چون خیزد گران سیل
بدین ویرانگری در قرن حاضر
نشد در کشور ایران عیان سیل
به من ثابت شد این معنا به تحقیق
که بی حکمت نمی گردد روان سیل
پی انجام فرمان الهی است
روان در هر دیاری بی گمان سیل
دل آگاه را باور پذیر است
که هست از خالق هستی نشان سیل.

🥀عباس خوش عمل کاشانی🥀
7 مرداد 1401
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/7 در ساعت : 13:14:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  42


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,290 | بازدید دیروز : 18,224 | بازدید کل : 143,767,519
logo-samandehi