ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



{{سایه‌ام کو ارغوان؟}}=[[۱۴۰۱]] مادّه‌ی تاریخ آسمانی شدن شاعر بلند آوازه مرحوم هوشنگ ابتهاج
  بارور بود از نبوغ، شعله‌وَر‌جان بالعیان
همنوا شد با نسیم، بود چون نی‌دودمان
 
در حقیقت جانِ او شعله‌وَر از عشق بود
در حقیقت رود بود مثل طبعِ او روان
 
طبع ِاو را عشق چون، شکّرستان کرده بود
از صفا آبادِ جان عشق آورد ارمغان
 
سوته‌دل باشی اگر سایه‌ات هم عاشق است
می‌گُذاری سِرّ عشق، با که جز دل در میان؟
 
عشق را همواره داشت، شعرِ تر در آستین
گوهرش افشانده بود بال و پر بر آستان
 
بود چون بختش بلند،بی‌امان بی چون و چند
شد مشام‌آکنده از «بویِ جوی ِمولیان»
 
پس زد از دل کینه را، دید زیرا سینه را
عشق می‌باید که دل سر دهد از جان أَذان
 
زُبده طَرْزی همچون او، عشق‌وَرْزی همچون او
بستری می‌زیبدش نرم‌تر از پرنیان
 
سایه نور آکنده بود، دل سرور آکنده بود
نور می‌افکند نور، بر جهان خورشید‌سان

رخت بر بست از جهان، زد رقم طبعم عیان
{{آسمانا سایه شد کهکشانی آشیان}}*
 
‌داد چون با«ابتهاج» عشق ورزی را رواج
رفت و گفتم با فغان:«سایه‌ام کو ارغوان؟»**
 
@@@@@@@@@@@

* : به حساب جمّل عدد ابجدیِ عبارتِ{{آسمانا سایه شد کهکشانی آشیان}} مساوی است با {{۱۴۰۱}} سال آسمانی شدن مرحوم امیر هوشنگ ابتهاج

 
 
** : و نیز به حساب جمّل عدد ابجدیِ عبارتِ{{سایه‌ام کو ارغوان؟}} مساوی است با {{۱۴۰۱}} 
کلمات کلیدی این مطلب :  سایه ، ارغوان ، ابتهاج ، ارغوان ، پرنیان ، عشق ، اذان ، شعرِ تر ، بویِ جویِ مولیان ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/22 در ساعت : 0:36:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  81


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

شهاب نجف آبادی
1401/5/23 در ساعت : 10:30:6
استاد عزیز شعرتون خیلی جالب بود
شعر قتیل العبرات فوق العاده بود
بازدید امروز : 223 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,814,954
logo-samandehi