ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نامه 21
بیست و یک
مثل هر شب چند سطر نامه برايت می‌نویسم. نامه‌هايی که ترجمان اشک‌های انتظار و فراق‌اند.
اين روزها بيشتر از هر موقع ديگری به شانه‌های شوق‌انگیزت احتياج دارم. با تو مي‌شود از ابرها عبور کرد و به ستاره‌ها و فرشته‌هايی رسيد که هر صبح برايت طبق‌طبق سلام می‌آورند.
باور کن ياد تو کبوتران اشتياق را به سمت شعرهايم مي‌کشاند، حتّی به شوق نام عزيزت پرستوها در لا‌به‌لای واژه‌هايم لانه ساخته‌اند.
گاهی آن‌قدر آرامم و خودم را به تو نزديک مي‌بينم که انگار مي‌توانم همه حرف‌های نا‌گفته‌ات را از روی صفحه دلم بخوانم... نمي‌گويم به آرامش رسيده‌ام... مگر مي‌شود عاشق بود و دلتنگ نبود؟ دريا به موج‌هايش زنده ‌است، وگرنه با مرداب چه تفاوتی دارد؟
کاش تو هم مي‌ديدی که هر شب مثل شب‌بوها دست‌هایم را بالا مي‌برم و خدا را شکر می‌کنم که خوشبخت‌ترين عاشق روی زمينم... همين!
کلمات کلیدی این مطلب :  نامه ، نثر ادبی ، همین ،


   تاریخ ارسال  :   1399/5/5 در ساعت : 10:50:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  241


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,442 | بازدید دیروز : 33,024 | بازدید کل : 131,144,597
logo-samandehi