ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ویرانی
«آن‌چنان کز رفتنِ گل خار می‌ماند بجا»
بعدِ جنگ، ويراني‌ی بسيار مي‌ماند بجا
ملتِ ما خو نموده با تفنگ و انتحار
بعدِ صلح، یک دسته بی‌دستار می‌ماند بجا
در قطر، جمعی برای صلح چانه می‌زنند
نطق‌ها پوچ‌اند، همه انبار می‌ماند بجا
خواب خوبی دوش دیدم، در اذان صبح، دی
زان همه بد سیرتی، نسوار می‌ماند بجا
رنگِ طالب کم کمَك محو است از خاك وطن
بعدِ شان جمعی، میان رفتار می‌ماند بجا
نسل قبلی اکثراً در خواب غفلت بوده‌اند
قشرِ بعدی، مردم بیدار می‌ماند بجا
دَر گرفته، گوشه‌یی انبارِ راکت و تفنگ
جای دیپو، چند عدد دیوار می‌ماند بجا
طالبان در شهر می‌چرخند با کالای نو
پرچمِ خود را به کوه و غار می‌ماند بجا
دست‌ها در دست ارتش، پای در پاپوشِ چرم
زان روی پر مو، بتِ فرخار می‌ماند بجا
یک صدای نازکی خواب خوش من را درید
تا سحر «مُعتَزْ»، دیگر بیدار می‌ماند بجا
سیدفریداحمدی 
کلمات کلیدی این مطلب :  جنگ ، خار ، گل ، معتز ، سحر ، بیدار ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/21 در ساعت : 14:25:6   |  تعداد مشاهده این شعر :  22


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 32,233 | بازدید دیروز : 39,774 | بازدید کل : 124,248,974
logo-samandehi