ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مجسّم
کسی که تا سایه افکَنَد شب نمی کند غیرِ رم مجسّم/ نگردَدَش ردّ پای ما در مسیر پر پیچ و خم مجسّم// بلاکشانیم و عیش مستی نجسته ایم از عدم که هرگز/ ظهورِ  پُر زیب و فَرّ هستی نمی شود در عدم مجسّم// فراخنای جهان پر است از شکوهمندی سرفرازان/ به جلوه ی جلجتای عیسی نمی شود جامِ جَم مجسّم// غرورِ سرکش به سمتِ باطل کشانَدَت بی لجام توسَن/ چنان که رامیِّ بختَت افتد چون آرزو مغتنم مجسّم// چه پُر صلابت قدم نهد در مسیر خود عاشقانه آن کس/ که مقصد استش بدون یک ذرّه شبهه در هر قَدَم مجسّم// رهیدن از ظلمِ مستمرّ را بَرَد رعیّت امید  واهی/ نمی کند پادشاهشان چون زیاده خواهیِ کم مجسّم// به جُرمِ عریانی از مهابت، بری نمی گردد از مهانت/ کسی که خود را ز بی خیالی نمی کند مُحتَشَم مجسّم// کجا نوردیده سنگلاخی کسی که لم داده کنج کاخی؟/ نکرده آنی  به پای ما خستگان  نَمی از ورم مجسّم؟// خیال خامی آشکارت  رهیدن است از جهنم آری/ چه بی تکاپو بهشتت ای خفته دل شود دمبدم مجسّم// خطور هرگز نمی کند در دلش زلیخا خیالِ عصمت/ نباشدش چون که مثل یوسف شکوه یک جرعه غم مجسّم// بگیرد از قبر مردگان درس عبرتی رایگانی انسان/ اگر تواند کُند دمی را که هست بی بازدم مجسّم//
کلمات کلیدی این مطلب :  شب ، پیچ و خم ، جلجتا ، مهابت ، مهانت ،


   تاریخ ارسال  :   1399/7/24 در ساعت : 1:1:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  67


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1399/7/24 در ساعت : 1:2:37
کسی که تا سایه افکَنَد شب نمی کند غیرِ رم مجسّم
نگردَدَش ردّ پای ما در مسیر پر پیچ و خم مجسّم

بلاکشانیم و عیش مستی نجسته ایم از عدم که هرگز
ظهورِ  پُر زیب و فَرّ هستی نمی شود در عدم مجسّم

فراخنای جهان پر است از شکوهمندی سرفرازان
به جلوه ی جلجتای عیسی نمی شود جامِ جَم مجسّم

غرورِ سرکش به سمتِ باطل کشانَدَت بی لجام توسَن
چنان که رامیِّ بختَت افتد چون آرزو مغتنم مجسّم

چه پُر صلابت قدم نهد در مسیر خود عاشقانه آن کس
که مقصد استش بدون یک ذرّه شبهه در هر قَدَم مجسّم

رهیدن از ظلمِ مستمرّ را بَرَد رعیّت امید  واهی
نمی کند پادشاهشان چون زیاده خواهیِ کم مجسّم

به جُرمِ عریانی از مهابت، بری نمی گردد از مهانت
کسی که خود را ز بی خیالی نمی کند مُحتَشَم مجسّم

کجا نوردیده سنگلاخی کسی که لم داده کنج کاخی؟
نکرده آنی  به پای ما خستگان  نَمی از ورم مجسّم؟

خیال خامی آشکارت  رهیدن است از جهنم آری
چه بی تکاپو بهشتت ای خفته دل شود دمبدم مجسّم

خطور هرگز نمی کند در دلش زلیخا خیالِ عصمت
نباشدش چون که مثل یوسف شکوه یک جرعه غم مجسّم

بگیرد از قبر مردگان درس عبرتی رایگانی انسان
اگر تواند کُند دمی را که هست بی بازدم مجسّم
بازدید امروز : 31,790 | بازدید دیروز : 37,717 | بازدید کل : 124,468,441
logo-samandehi