ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«دریای شورانگیز چشمانش»
«دریای شورانگیز چشمانش»
 
این روزها، لبخندهایت قند پهلویند
احساسِ خنجرخورده ام را نوشدارویند
 
باید بگویم، بیت بیت، این شعرهای من
خود وامدار لطف آن دو چشم و ابرویند
 
رد می شوی از کوچه ها، با دیدنت حتی
گنجشک های شهر، درحال هیاهویند
 
می بایداز صیّادها، هر لحظه، پنهان کرد
آن چشم هایی را که همچون چشم آهویند
 
مصداق آن هستند چشمانت که شاعرها
در شعرشان، دریای شورانگیز می گویند
 
از شیوه ی آن ها تمام شهر مبهوت اند
گویی همه درگیرودار لفظ یاهویند !!
 
گُردآفرید من! تو را تسلیم می خواهند 
قومی به فکر ریزش آن برج و بارویند 
 
چیزی به جز ویرانه ای از ما نمی خواهند 
در شعرهای من تو را هر روز می جویند 
 
من تا همیشه بر سر پیمان خود هستم 
هر چند، گاهی حرف های تو دو پهلویند...
 
خوب آب و جارو کرده ام ایوان جانم را 
این چشم ها در انتظار آن پرستویند! 
کلمات کلیدی این مطلب :  قندپهلو ، نوشدارو ، صیاد ، برج ، بارو ، گردآفرید ، پرستو ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/20 در ساعت : 12:26:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  141


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1399/8/20 در ساعت : 12:45:38
درود استاد
مثل همیشه بهره بردیم

نظرتان چیست که در این بیت به جای /دو چشم/ چشمان بیاید ؟ :
باید بگویم، بیت بیت، این شعرهای من
خود وامدار لطف آن / چشمان/ و ابرویند
علی اکبر سلطانی
1399/9/1 در ساعت : 14:48:49
سلام استاد نازنین...
چقدر قلمتان زیباست ...
الحق که مثل شهرتتان قلمتان هم صفا میدهد دلها را ...
کیفور شدم از خواندنش..
حبفم اومد بیتی جدا کنم...
دست مریزاد ...
مراقب خودتان باشید درایناوضاع کرونایی خواهشن
بازدید امروز : 32,545 | بازدید دیروز : 39,918 | بازدید کل : 125,575,507
logo-samandehi