ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصه پنهان زندگی

با یاد شهید مرتضی پریشانی

تقدیم به همه همسران شهید.

پسر عموئی داشتم که دامادمان هم بود.پنجم ابتدائی بودم که شهید شد. از بس دوستش داشتم و نگرانش بودم پیش خودم فکر می کردم که "مرتضی بهش نمیاد شهید بشه." سه شنبه شب همین هفته چهارم آذر نود و نه ، به یاد او،این ابیات به ذهن و زبانم جاری شد.

شادی روح همه شهدا صلوات 

تصویری از تو در پسِ اندیشه های من
جاری است مثل خون به رگ و ریشه های من

****

یک لحظه از خیال تو غافل نمی شوم

ای تک سوار وسعت اندیشه های من

****

نقش نخست قصه پنهان زندگی!
بعد از تو خالیند همه گیشه های من

****

دیری است چشم ها به تماشا نشسته اند
برخاک های شعله ور بیشه های من

****

مغرور و کودکانه چه زیبا شکسته اند
با سنگ سرنوشت همه شیشه های من

****

باران شو و ببار بر این پهنه کویر
ای جاری همیشه در اندیشه های من.

کلمات کلیدی این مطلب :  شهید ، همسر شهید ، دلتنگی ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/7 در ساعت : 20:29:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  82


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,966 | بازدید دیروز : 35,779 | بازدید کل : 127,174,336
logo-samandehi