ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بن‌بست
کوچه باریک و آخرش بن‌بست
عابرانی همیشه سرگردان
خانه‌هایی پر از سکوت و رنج
چهره‌های تکیده‌ی مردان
ابر و باران و چکه‌های سقف
دلهره میهمان خانه‌ی‌شان
بارِ سنگینِ آبروداری
هست دائم به روی شانه‌ی‌شان
باز باران و این همه غم و درد
چکه‌ی سقفها و ظرف و اتاق
می‌رسد سیل تا شود مهمان
خبرش را رسانده بود کلاغ
اینطرف اضطرابِ ریزش سقف
آنطرف خنده‌های زیر چتر
اینطرف بوی نم، کمی هم نفت
آنطرف بوی تند و تیز عطر
کارگر با دو پای تردیدش
اول صبح می‌رود نگران
لقمه نانی بیاورد خانه
غصه‌ی دائمی شده غم نان
کارگرها میان میدانگاه
رژه‌ی صبحگاه بیکاری
رادیو روشن و صدای خبر
حسن و حرفهای تکراری

و غروبی دوباره و دلگیر
پر ز خالی همیشه دستانش
با چه رویی رود سوی خانه
آخر کوچه و زمستانش
آذرماه 99
کلمات کلیدی این مطلب :  بن‌بست، فقر، بیکاری ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/19 در ساعت : 12:56:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  110


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,232 | بازدید دیروز : 30,027 | بازدید کل : 128,845,640
logo-samandehi