ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرنده ای در «مانش»
پرنده ای سراسیمه
به سیم آخر زد
همه چیزش را به آب داد
و به باد رفت
آن گاه که می خواست
با جفت و جوجه های رموکش
از دریاهای دور بگذرد
تا در آسمانی آزاد
جوجگانش را درس پرواز بیاموزد

*
تو کانال مانش چه دانی چیست
پرنده ای که سراسیمه به سیم آخر زدی
به آب دادی و به باد رفتی
مانش کانال سه نیست که پایش بنشینی
فوتبال تماشاکنی
وگاه که حوصله ات سر رفت
فیلمهای سینمایی تکراری ببینی
مانش کانال چهار نیست تا پای آن بنشینی
حس خرد ورزی ات را اقناع کنی
و در آن به دیدار هگل بروی
ملاصدرا را رصد کنی
و در شبانه های شعرخوانی
با غزلخوانی ولایتی و دینانی
که حافظ را سراپا به دین سنجاق می کنند
کفری شوی
و حس هم ذات پنداری ات کافرشود
به هر چه که هست
و به هر چه که نیست
و کفاره ی شرابخوری های شاعر را
به حساب دل وامانده ات بگذاری

*
چه دسته گلهایی به آب دادی
ای خود به باد فنا رفته
حواصیل مهاجر در آب
*
هنوز اشکهایم
مثل باران اسیدی می بارد
و گونه هایم را شخم می زند
آن گاه که به یاد می آورم
کودکی ناز از تو را
که در خردسالی اهل راز شده بود
و در تست بازیگری اش
احساس دنیایی را به بازی گرفت
و دریاها را به گریستن واداشت
*
آتش به جان به کنجی نشسته ام
و تو را رقم می زنم
که به آب دادی و به باد رفتی
بی آن که جوجگان رموکت را
در آسمان آبی آزادی
درس پرواز بیاموزی
*
ای مرد برفنا شده در آب
در باد
در مانش
تو در آواز آخرت چه سرودی خواندی
که آوازه ات جهانگیر شد
و جهانی احساست را گریست
و برای روزها و هفته هایی جاودانه شدی.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/10/4 در ساعت : 19:19:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  142


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,397 | بازدید دیروز : 29,016 | بازدید کل : 132,292,565
logo-samandehi