ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«لطف جاری»
«لطف جاري»
 
چگونه دل نسپارم، خداي هستي را؟
كه آفريده، در اين خاك عشق و مستي را! 
 
اميد را به جهان شوق بيكران داده ست 
چنان كه آينه را حسّ ناگهان داده ست...
 
مرا به سيب، به انگور مبتلا كردي!
به لحظه هاي پر از شور مبتلا كردي!
 
به آب و آينه، حسّي زلال بخشيدي
به واژه ها، نفسي از خيال بخشيدي
 
نسيم لطف تو در ذهن باغ مي افتد
بهار در تن گل اتّفاق مي افتد
 
ميان روشني و خاك، مي زني پيوند
مدام روي لب غنچه مي كشي لبخند
 
مسير گم شده ام را چراغ مي گيري
هميشه، سرزده از من سراغ مي گيري!
 
هزار فصل پيابي بهار مي ريزي
به روي دامن بختم انار مي ريزي!
 
اگرچه پيرهن لحظه هايم از شرم است 
به آفتاب تو، امروز، پشت من گرم است 
 
مرا ببخش كه گاه از تو دور مي افتم 
به دام خويش، به دست غرور مي افتم 
 
از اين هزاره ي اندوه سينه ام تنگ است
« ميان ما و رسيدن هزار فرسنگ است»
 
از اين هزاره ي اندوه، جان به در نبرم 
كه بي هواي تو يك لحظه را به سر نبرم 
 
براي جان من آرامشي فراهم كن 
مرا ببخش، دلم را به عشق محكم كن 
 
به لطف جاري هستي اميد مي بندم 
به رغم اين همه اندوه، باز مي خندم!
کلمات کلیدی این مطلب :  شوق ، سیب ، انگور ، زلال ، لطف ، اندوه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/10/6 در ساعت : 20:26:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  175


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1399/10/7 در ساعت : 9:26:1
سلام استاد
احسنت
احسنت
بسیار دلنشین
بازدید امروز : 8,009 | بازدید دیروز : 29,977 | بازدید کل : 132,308,154
logo-samandehi