ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به مو رسیده و دیگر تبر نمی خواهد
چو خورده لقمه ی دشمن ، سپر نمی خواهد_ که مرغ پخته دگر ، بال و پر نمی خواهد_ دچار گردن بی رگ، شدن مکافات است_ و گرنه حب وطن ،سیم و زر نمی خواهد!_ همیشه کیسه و صندوق و جیبها سوراخ _ چگونه پر شود، اما ،اگر نمی خواهد؟_ تمدنی که به گور سیاه شد تبعید_ به عقل ناقص شان . گور در نمی خواهد!_ بگو که این همه کفتار پوزه در خون مست_ برای توله ی خود، بوم وبر نمی خواهد؟_ درختهای تنومند باغ می سوزند_ کس از نهال ضعیفش، ثمر نمی خواهد_ به خون تپیده و یا به جنون گرفتار است_ جوان له شده که، شور و شر نمی خواهد!_ دچار وحشت و نومیدی و حقارت و درد_ چقدر جان بکند ؟ درد سر نمی خواهد_ قسم به سفره ی بی نان، که گردن ملت_ به مو رسیده و دیگر تبر نمی خواهد_ خدا و دین و شریعت ز حاکمان ایا_ به غیر موعظه و چشم تر نمی خواهد؟_ اهای مام وطن ، زیر بار زاییدن_ بگو که این همه ایا ، پدر نمی خواهد؟
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1399/10/8 در ساعت : 18:14:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  40


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 3,095 | بازدید دیروز : 28,095 | بازدید کل : 127,530,233
logo-samandehi