ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خاتم سلیمان ....
رفتنت
نقطه ی عطف شعوری بود
که از ماورای شعر به من رسید
*
تاپیش از این شعورِمندرسم
قابیلیان را در جایگاهِ رُستنِ خود
هاشورمی زد
و هابیلیان
فرزندانِ مقدسِ مسیحی بودند
که در آنسوی آبها
نان و شراب می خوردند
و درشامِ آخر
یهودا را حواله به مشرق زمین می دادند
*
چه زودفهمیدم
که این کذبِ تاریخ
ریشه در خون و جنون دارد
آنگاه که سگی زرد
دندانهای خونیِ خودرا
به قداستِ ما می فشارد
واز فرسنگها دورتر
فرمان آتش می دهد
و باانگیزه ی اطفای ترور
چنگیزوار لشکر به شرق می کشد
آنگاه
دنیای مبهوت می بیند
که این سگِ زرد
بی هراس ازبدنامی
بر پهبادِ ترور می نشیند
و خودرا بابانوئلی می بیند
که برای کودکان شرق در آتش
هدیه از بهشت آورده است
*
چه زودفهمیدم
که دیوها
به قصدِ سرقتِ خاتمِ سلیمان
آتش به جانِ سلیمانیها می افکنند
و چه زودفهمیدم
که آنان
طلایه دارانِ ترور
در شرق وغربِ جهانند
و به زوزه های سگ زرد
گوشِ دل می سپارند
هنگام که تکیه بردیوارِندبه دارند
و شرحِ عهدین را
جلوه از ترور می بخشند
و تاریخ را به سخره می گیرند
*
چه زودفهمیدم
انتقام بزرگی بایدباشد
حراست ازخاتمِ سلیمان را
که میراث هابیلیان زمین است.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1399/10/15 در ساعت : 8:29:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  189


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,480 | بازدید دیروز : 28,329 | بازدید کل : 135,235,013
logo-samandehi