ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بچه مرغابی
زير چشمان خسته اش دريا ، موج غم داشت بچه مرغابي
شايد از انعكاس يك رويا ، شيشه نم داشت بچه مرغابي
فصل كوچ آمد و همه رفتند ، شيشه كم كم  غروب را فهميد
پيكرش خسته بود و تا رفتن ، بال كم داشت بچه مرغابي
آسمان رعد و برق مي باريد ، بر سرش كوله باري از باران
باغ دل در خزان تنهايي ، سروِ خم داشت بچه مرغابي
بال زد ، با دو بال خونينش ، روي آبي آسمان افتاد
كوچ هم كوچ كرد و شب فهميد ، اشك كم داشت بچه مرغابي
شب شكست و سپيده با فرياد ، تيغ بر فرق بال زخمي زد
رعد آرام ماند ، وقتي ديد ، شامِ غم داشت بچه مرغابي
كاش در لحظه هاي بي روزن ، يك نفر كوچ را رها مي كرد
دست بر روي گونه اش مي ديد ، شيشه نم داشت بچه مرغابي
 (ام.خــزان)
کلمات کلیدی این مطلب :  خزان - موج غم - مرغابی - کوله بار - شیشه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/10/17 در ساعت : 11:28:50   |  تعداد مشاهده این شعر :  51


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,487 | بازدید دیروز : 35,779 | بازدید کل : 127,172,857
logo-samandehi