ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بچه مرغابی
زير چشمان خسته اش دريا ، موج غم داشت بچه مرغابي
شايد از انعكاس يك رويا ، شيشه نم داشت بچه مرغابي
فصل كوچ آمد و همه رفتند ، شيشه كم كم  غروب را فهميد
پيكرش خسته بود و تا رفتن ، بال كم داشت بچه مرغابي
آسمان رعد و برق مي باريد ، بر سرش كوله باري از باران
باغ دل در خزان تنهايي ، سروِ خم داشت بچه مرغابي
بال زد ، با دو بال خونينش ، روي آبي آسمان افتاد
كوچ هم كوچ كرد و شب فهميد ، اشك كم داشت بچه مرغابي
شب شكست و سپيده با فرياد ، تيغ بر فرق بال زخمي زد
رعد آرام ماند ، وقتي ديد ، شامِ غم داشت بچه مرغابي
كاش در لحظه هاي بي روزن ، يك نفر كوچ را رها مي كرد
دست بر روي گونه اش مي ديد ، شيشه نم داشت بچه مرغابي
 (ام.خــزان)
کلمات کلیدی این مطلب :  خزان - موج غم - مرغابی - کوله بار - شیشه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/10/17 در ساعت : 11:28:50   |  تعداد مشاهده این شعر :  154


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 12,222 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,198,426
logo-samandehi