ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اتفاق سبز
باد ويرانگر حسادتها ، پنجره را شبي پريشان كرد
بغض سر بسته غريبانه ، روي ديوار عشق طغيان كرد
زرد شد جاي پاي فروردين ، روي تقدير خشك باراني
ابر هم با گلايه از خورشيد ، خويش را در غروب مهمان كرد
خواب شيرين شهر شعرش را ، رنگ قرمز به زخمها مي زد
قلم شعر من نمي خشكد ، تازه بر لوح سينه طوفان كرد
جستجوي دوباره خواهم كرد ، چشم دنبال اتفاقي سبز
با علفهاي سبز مي آيد ، شبنم ! اين درد را كه درمان كرد ؟
برگ افتاد و برگها روئيد ، در دل باغ سبز ايمانش
سار زيباي دل ز كوچ آمد ، سينه را خيس خيس باران كرد
چشمه ها مست و نغمه خوان در شور ، خيس الطاف بيكران بودند
باد هم آمد و به همراهش ، دشت را پر ز بوي ريحان كرد
يوسف از شوق وصل لبريز است ، آسمان هم دوباره مي خندد
در نگاهش طلوع يك خورشيد ، سينه را آسمان ايمان كرد
 
(ام.خـزان)
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1399/10/17 در ساعت : 11:30:6   |  تعداد مشاهده این شعر :  43


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  مهناز یاری     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
ام البنین عزیزم سلام چقدر اتفاق سبزیست خواندن اشعار تو خسته نباشی عزیزم
بازدید امروز : 5,604 | بازدید دیروز : 28,095 | بازدید کل : 127,532,742
logo-samandehi