ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دوراهی
 
در تنگنای شهر
غمگین تر از تکرار
آلوده و معتاد یک دیدار
هر دفعه پک محکم ترین در بغض خام شب
 
در اوج پائیزان
بین سحرخیزان
مانند یک تسبیح آویزان
افتاده ام آلوده بر دامان پاک شب
 
یک جا نماز باز
در باور پرواز
شاید که این عادت غلط باشد و من لجباز
تغییر می خواهد روند انحنای شب
 
ما بین خاموشی
یا این غزل نوشی
آرام تر در خلوت پیک فراموشی
بر یک دو راهی مانده ام در امتداد شب
 
مبهوت و وهم آلود
مانند جنگلهای بینالود
راه است دشوار و در آن مقصد مه آلود
در یاد تو جا مانده ام در انتهای شب
 
ای آشنای جان
در این غریبستان
با من مدارا کن در این انبوه پائیزان
تا باز ماند در دل و جان آرزوی شب
 
می کوبد از آهن
میخ جنون بر من
دودی که می سوزد درون سینه جان و تن
با یاد تو این آخرین پک بر گلوی شب
 
تنهاترین خواهش
در لحظه ی بارش
از مهربان در بیکرانِ خلق آرامش
فانوس رخشان باش در این گیر و دار شب


نیمایی "دوراهی" از دفتر اشعار نو و تصنیفها "به رنگ دل"


   تاریخ ارسال  :   1399/10/17 در ساعت : 22:37:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  73


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,087 | بازدید دیروز : 28,095 | بازدید کل : 127,533,225
logo-samandehi