ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بیا ببین بانو
.   بيا به شهر پريشان ، بيا ببين بانو
به شهر ِ نسل گريزان ، بيا ببين بانو

و درد ، حرف زلال ِ همين حوالي هاست
و زخم ،  ورطِه ی  طغيان ، بيا ببين بانو

چقدر،سفره ي خالي، به رنگ دلتنگي ست
به جرم ِ فلسفه ي نان ، بيا ببين بانو

هميشه لمس ِ غزل ها  براي فردا نیست
چه قدر، خالي ِ فنجان ، بيا ببين بانو

همیشه  توي نگاهم پرنده  مي پيچد
سوال ِ  پر پر و  لرزان ، بيا ببين بانو

سوال نسل من و ما سراب تاريكي ست
و گاه سایه ی  شيطان ، بيا ببين بانو

چقدر  سنگ صبوري ،براي دلتنگي
براي گريه ي پنهان ، بيا ببين بانو

میان دفتر ِ  و جوهر ،  ترانه می خشکد
تو را به حرمت  باران، بيا ببين بانو

به سمت حادثه ي تو ،دوباره مي پيچم
قنوت ، آيه ي قرآن ، بيا ببين بانو

 
به سمت حادثه اي كه ،عجيب نزديك است
به سمت و سوي خدامان، بيا ببين بانو


اكرم بهرامچي
کلمات کلیدی این مطلب :  بانو ، طغیان ، زخم ، شهر پریشان ، بهرامچی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/13 در ساعت : 14:33:6   |  تعداد مشاهده این شعر :  238


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1399/11/16 در ساعت : 0:20:42
درود
و دست مریزاد. . فقط در مصرع سوم:
{{و درد ، حرف زلال ِ همين حوالي هاست}}
کلمه ی [[حوالی]] خودش جمع کلمه ی[[حول]] است و جمع بستن مجدّد آن 《حوالی ها》 موجّه بنظر نمی رسد. ضمن اینکه پر واضح است که علامت جمع 《ها》 صرفا برای ترمیم وزن آمده است و کاربرد دیگری ندارد و‌در نتیجه حشو است.
اکرم بهرامچی
1399/11/16 در ساعت : 16:52:29
سلام آقای حاج محمدی گرامی
چه خوب شد آمدید چقدر اینجا قلمم در تنایی خودش دست و پا می زند
و اما نقد >معمولا در گفتمان عامیانه از اصطلاح این حوالی ها استفاده میکنیم وگرنه ایراد شما متین است میشه گفت و درد حرف زلال همین عبارت هاست
راستی چرا به شعرهای هم سری نمی زنیم
برای حرف هایمان زبان چه کم شده است
بازدید امروز : 18,575 | بازدید دیروز : 32,346 | بازدید کل : 135,178,687
logo-samandehi