ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برای مدافعان سلامت



جهان به جایی رسیده بودکه گمان می کرد؛
همه چیزرا می داند وازعهده ی رفع وحل هرمشکل ومسئله ای برمی آید.
وهمه ی موانع،دردهاومشکلات رامی توان باپول ومادیات رفع کرد.
جهان بسیارمغرورشده بودوتنهامعیاربرتری وقدرت را داشته های مادی اش می دانست.
به علم،قدرت وپول خود باورعجیبی یافته بود؛وبسیارفریفته شده بود.
تصورمی کردبه پایان مرادها وداشته ها وجهان رسیده است.
تصورمی کردهمه چیزرا فتح کرده است.
همه ی نسخه هاراپیچیده،همه ی راهها را رفته وهمه ی درهاراگشوده است. ناگهان خبری درهمه جاپیچید.
همه ازآن حرف می زدند.
آدمهای پرازدغدغه ونگرانی،مثل اینکه به درد دیگری گرفتارشده اند؛به دردی بزرگتر.
کرونا ورد زبانهاشده بود؛زندگی پرآشوب ودشوارآدمهارادیوترس ونگرانی هم،غمگین تروسخت ترکرده بود.
خبرها،ناگواروعجیبب ومایوس کننده بود؛خبرها بیمارومرگبارواشکباربودند. دراین میان بعدازتوکل به خدا،تنهاچراغ امیدی که دلهارا زنده وفردا را امیدوارمی کرد وقوت قلبها بود قلبهای مهربانی بودندکه همگان رابه تحسین وامیدوزندگی وامی داشتند.
انگارخونی هستندکه دررگهای زندگی عاشقانه می تپند.
انسان احساس می کردزندگی هنوزهم قشنگ است،بزرگ است.
زندگی درهیات وقامت مدافعان عشق وسلامتی ومحبت تجلی می یافت.
به راستی که جهان به عشق ایمان آورد ویقین کردکه محبت فراترازعلم ومادیات است.
آنگاه جهان دریافت که عشق چقدربکارمی آید.چقدرباشکوه وزیباست. آنگاه جهان فهمیدکه انسان بدون عشق ومحبت همواره ناتوان است. جهان دانست که قانون حقیقی وجاودان هستی ،فقط عشق ومحبت است. وهمین هاسرمایه ی جاودان،برترواصیل انسان هستند.
آری پیمبرانه ازعشق ومهربانی وانسان گفتند. چشمهای انسان را گشودندوجان انسان را به بیداری فراخواندندومعنای بلند انسان راعاشقانه تصویرکردند.
اینان به راستی دراین زمان اتفاقی شگفت وباشکوه بودندکه دلهارادرمیان این همه رنج ودردویاس،جان مایه ی زندگی شدند.
اینک عشق ومهربانی،انسان را عاجزانه به بیداری فرامی خوانند.

ابراهیم حسنلو


موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/16 در ساعت : 20:55:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  69


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,749 | بازدید دیروز : 29,599 | بازدید کل : 128,803,130
logo-samandehi