ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برای مدافعان سلامت



جهان به جایی رسیده بودکه گمان می کرد؛
همه چیزرا می داند وازعهده ی رفع وحل هرمشکل ومسئله ای برمی آید.
وهمه ی موانع،دردهاومشکلات رامی توان باپول ومادیات رفع کرد.
جهان بسیارمغرورشده بودوتنهامعیاربرتری وقدرت را داشته های مادی اش می دانست.
به علم،قدرت وپول خود باورعجیبی یافته بود؛وبسیارفریفته شده بود.
تصورمی کردبه پایان مرادها وداشته ها وجهان رسیده است.
تصورمی کردهمه چیزرا فتح کرده است.
همه ی نسخه هاراپیچیده،همه ی راهها را رفته وهمه ی درهاراگشوده است. ناگهان خبری درهمه جاپیچید.
همه ازآن حرف می زدند.
آدمهای پرازدغدغه ونگرانی،مثل اینکه به درد دیگری گرفتارشده اند؛به دردی بزرگتر.
کرونا ورد زبانهاشده بود؛زندگی پرآشوب ودشوارآدمهارادیوترس ونگرانی هم،غمگین تروسخت ترکرده بود.
خبرها،ناگواروعجیبب ومایوس کننده بود؛خبرها بیمارومرگبارواشکباربودند. دراین میان بعدازتوکل به خدا،تنهاچراغ امیدی که دلهارا زنده وفردا را امیدوارمی کرد وقوت قلبها بود قلبهای مهربانی بودندکه همگان رابه تحسین وامیدوزندگی وامی داشتند.
انگارخونی هستندکه دررگهای زندگی عاشقانه می تپند.
انسان احساس می کردزندگی هنوزهم قشنگ است،بزرگ است.
زندگی درهیات وقامت مدافعان عشق وسلامتی ومحبت تجلی می یافت.
به راستی که جهان به عشق ایمان آورد ویقین کردکه محبت فراترازعلم ومادیات است.
آنگاه جهان دریافت که عشق چقدربکارمی آید.چقدرباشکوه وزیباست. آنگاه جهان فهمیدکه انسان بدون عشق ومحبت همواره ناتوان است. جهان دانست که قانون حقیقی وجاودان هستی ،فقط عشق ومحبت است. وهمین هاسرمایه ی جاودان،برترواصیل انسان هستند.
آری پیمبرانه ازعشق ومهربانی وانسان گفتند. چشمهای انسان را گشودندوجان انسان را به بیداری فراخواندندومعنای بلند انسان راعاشقانه تصویرکردند.
اینان به راستی دراین زمان اتفاقی شگفت وباشکوه بودندکه دلهارادرمیان این همه رنج ودردویاس،جان مایه ی زندگی شدند.
اینک عشق ومهربانی،انسان را عاجزانه به بیداری فرامی خوانند.

ابراهیم حسنلو


موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/16 در ساعت : 9:25:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  355


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 3,601 | بازدید دیروز : 28,021 | بازدید کل : 142,672,545
logo-samandehi