ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سالگرد عملیات والفجرهشت گرامی و یادشهدایش جاودانه وراهشان پراز رهرو باد.
تقدیم به خانواده ی جانبازان اعصاب ‌‌‌‌ و روان گاه گاهي خانه ي ما مي شود خط مقدم/ مي رسد از راه غصه مي زند پاتك به ما غم/ باز هم خمپاره ي صد مي خورد بالاي سنگر/ غرق خون افتاده مهدي مي دهد جان باز ميثم/ باز بوي سير و خردل سرفه مي برد امانش/ مي زند فرياد ناصر دوره مان كردند كم كم/ باز هم ترسيده ليلا مي دود در را ببندد/ مي چكد بر روي دفتر اشكهاي داغ مريم/ سرفه سرفه حمله حمله گريه و اصرار مادر/ چشمهايش خيس و قرمز دستهايش سفت و محكم/ مي دود اين سو و ان سو قرصها را پخش كرده/ مي زند سيلي به مادر نعره هايش گنگ و مبهم/ مي كشد فرياد بس كن ميزند همسايه در را/ ميرود سر توي ديوار مي كند خون چفيه را نم/ سرفه ميبرد امانش ميچكد خون روي قالي/ درد مي پيچد به جانش زير بارش قامتش خم/ مي شود اماده دارو مي دوم پشت نگاهش/ مي كنم تزريق انرا مي رود از حال كم كم/ بعد ليلا زخم ها را باز مي بندد دوباره/ رختهاي خوني اش را مي كند با گريه مريم/ مي كشيمش روي تختش با تني تب دار و خسته/ مي نشيند روي لبها باز هم يك اه و يك دم/ ميرود خورد متكا اشكهاي داغ بابا/ مي شود ساكت دوباره خانه؟ یاخط مقدم؟
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/21 در ساعت : 11:52:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  68


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 34,251 | بازدید دیروز : 42,270 | بازدید کل : 128,697,520
logo-samandehi