ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان عزیز و گرامی ، بله متاسفانه ابتدا به اشتباه ویرایش نشده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود - سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی! - آن چه فرمودید درست است و می پذیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در حد بقیه آثار استاد نیست - استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام استاد وسرور گرامی غزل به این زیبایی حیف است - لکه ای داشته باشد بیت دوم قافیه مشک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حجت شاعر گرامی - منو ببخشید به سختی میبینم و تایپ می کنم اشتباهی در قسمت نقد کلیک کردم ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام و احترام خدمت شما بانوی گرانقدر شعر و ادب - در خصوص این قطعه ی ادبی چند نکته قابل عرض است    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کودکان کار - تهران
________
تو 
نمی توانی از ضخامت این شیشه 
به آن طرف نفوذ کنی 
تو نمی توانی
دود را
از استخوانهای تهران بیرون بکشی
تو
از فقر می ترسی
از کارخانه های سر بر گریبان مرگ
دستمالت را
محکم تر بکش
به شیشه ی ماشین لکسوس
گرد و غبار برایش معنایی ندارد
دستمالت را محکم تر بکش
شاید فقر مچاله شود
پیاده رو
با کفش های کهنه تورا بغل می کند
تو به خانه باز نمی گردی
بگذار
طنز پردازان
کیسه دوخته
از شانه هایت بالا بروند
عمو فیروز شوی
سیاه و کبود
یا دلقکی
با گونه های اناری
که گونه ای نادر از لبخند را می فروشد
تلخ
تلخ تر از آنی که اشک کسی برات سرازیر شود
فقر
از قهقهه ی ثروتمندان خوشش می آید
تو
سازمان یافته ای
برای مردن
برای جان کندن
برای به هیچ جایی نرسیدن
خیابان های افقی
خیابان های عمودی
یکی در این تابوت بزرگ را باز کند
از جهنم تهران فرار کنی
این ارابه های آهنی
استخوان مردگان را خورد می کند
به فکر نفس کشیدن باش
به فکر زنده ماندن
تو می توانی به ترسهای خود غلبه کنی
بی روانشناس
ماسک
و قرص های آرام بخش
کافی ست
دوباره پرنده شوی
تناسخ هزار رنگ تهران را
فراموش کن
به سمت کوهستان برگرد

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#شعر_سپید
#شعر_آزاد
#شعر_منثور
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، کودکانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/12/27 در ساعت : 12:52:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  260


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,255 | بازدید دیروز : 16,863 | بازدید کل : 137,109,123