ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



احتضار ایمان

آنان که تیغ بر تنِ وجدان کشیده اند
احوال ما به ورطه ی حرمان کشیده اند

در مکتبی که کبر و ریا مشق می کنند
خطی به روی واژه ی انسان کشیده اند

همواره جای نقش محبت به قاب دل
با کلک کین،رذالت شیطان کشیده اند

سودا
گران هیمه ی دوزخ به سادگی
اندیشه ها ، به اَخگرِ سوزان کشیده اند

مسجد شبش به روشنی روز چون شود
سیم از رواقِ خانه ی ویران کشیده اند

پیدا نمی شود دگر اکنون ضمیر پاک
تا رختِ جهل قامتِ دوران کشیده اند

این جو دگر طراوت نرگس به خود ندید
از ریشه جانِ خاک، ز گلدان کشیده اند

بر گرده های خم شده از رنج اِرتزاق
سنگین ترین نمونه ی پالان کشیده اند

تا بذرِ آرزو نشود  بارِور به عشق
بر خاکِ زنده لایه به سیمان کشیده اند

پا در رکاب جهل مضاعف نموده اند
راهی به سوی مقصدِ بطلان کشیده اند

پنهان بماند آنچه ندانند از صفا
بر روی هرچه آینه سوهان کشیده اند

وقتی که دستِ مغلطه گر شد به ما عیان
سحری دگر به ساحتِ میدان کشیده اند

احیا نمی شود دگر این روزگار پست
وقتی کفن به قامت ایمان کشیده اند

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/1/9 در ساعت : 22:16:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  364


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,570 | بازدید دیروز : 20,541 | بازدید کل : 138,260,201