ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



احتضار ایمان

آنان که تیغ بر تنِ وجدان کشیده اند
احوال ما به ورطه ی حرمان کشیده اند

در مکتبی که کبر و ریا مشق می کنند
خطی به روی واژه ی انسان کشیده اند

همواره جای نقش محبت به قاب دل
با کلک کین،رذالت شیطان کشیده اند

سودا
گران هیمه ی دوزخ به سادگی
اندیشه ها ، به اَخگرِ سوزان کشیده اند

مسجد شبش به روشنی روز چون شود
سیم از رواقِ خانه ی ویران کشیده اند

پیدا نمی شود دگر اکنون ضمیر پاک
تا رختِ جهل قامتِ دوران کشیده اند

این جو دگر طراوت نرگس به خود ندید
از ریشه جانِ خاک، ز گلدان کشیده اند

بر گرده های خم شده از رنج اِرتزاق
سنگین ترین نمونه ی پالان کشیده اند

تا بذرِ آرزو نشود  بارِور به عشق
بر خاکِ زنده لایه به سیمان کشیده اند

پا در رکاب جهل مضاعف نموده اند
راهی به سوی مقصدِ بطلان کشیده اند

پنهان بماند آنچه ندانند از صفا
بر روی هرچه آینه سوهان کشیده اند

وقتی که دستِ مغلطه گر شد به ما عیان
سحری دگر به ساحتِ میدان کشیده اند

احیا نمی شود دگر این روزگار پست
وقتی کفن به قامت ایمان کشیده اند

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/1/9 در ساعت : 22:16:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  455


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,601 | بازدید دیروز : 34,337 | بازدید کل : 142,839,283
logo-samandehi