ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🕊....وه چه دشوار است «آوینی» شدن! 🕊
در   عبور   از   روزهای   پر غبار
بیقرارم   ،   بیقرارم     ،    بیقرار

می سپارم راه و میگویم به خویش
بی چراغ راه ،ظلمات است پیش

سنگلاخی بس که گردیده ست راه
بیم آن دارم که در غلتم به چاه

کو چراغ افروز دستی یاوری؟
رهنمای صادقی ، روشنگری

مانده از ره خسته از خودخواهیم
مرشدی کو   تا     دهد آگاهیم ؟

مرشدی   کز عشق   آگاهم کند
معرفتمند   و     خدا خواهم کند

نان و نامم   بر تعهد   چیره شد
وای من    آیینه ی دل   تیره شد

کرد   شهرت    سلب مسوولیتم
محو   شد   یکباره      مقبولیتم

غوطه خوردم در یم بی دردها
با هنر کردم    نباید    کردها

مدح گفتم تا زر اندوزی کنم
یا که تأمین از هنر روزی کنم

راه باطل کرده ام طی سالها
لحظه ها بودید کاش ای سالها

شعرم از روح تعهد خالی است
خصم رااین مایۀ خوشحالی است

کو؟ کجا شد سالهای خوب جنگ
سالهای شعر رگبار و فشنگ

سالهای جبهه رفتنهای شعر
فصل منها گشتن من های شعر

سالهای با روایتهای فتح
در کنار «مرتضی» مولای فتح

سالهای کربلایی چون شدند؟
شعر گویان خدایی چون شدند؟

سالهای شعر حزب الله خواه
شب نشینی با بسیج و با سپاه

سالهای نوحه ی «آهنگران»
در شلمچه اعتکاف شاعران

کاش می شد در تمام لحظه ها
بود صادق مثل «سید مرتضی»

صاحب روح خدابینی شدن
وه چه دشوار است«آوینی»شدن

ای تمام عشق را مفهوم تو
همچو مولایت علی مظلوم تو

بی هنرها راه ما سد کرده اند
بد نه با ما با شما بد کرده اند

پاس ارزشهای ناب انقلاب
در هنر ، در شعر ، در هر بازتاب

«مرتضی» می خواهد ویاران او
در طریق فتح ، عمّاران او

«مرتضی» ای سیّد اهل قلم
می شود آیا که برداری علم؟

باز گردی و علمداری کنی
عاشقان خویش را یاری کنی

بهر تبیین کلام رهبری
کو هنر را داده روح برتری

ما تو را خواهیم یا همچون تویی
یافت اینجا میشود کم چون تویی

ما تو را خواهیم ای روح هنر
بحر توفانی است ای نوح هنر

***

کاش می شد در تمام لحظه ها
بود صادق مثل «سیّد مرتضی»

صاحب روح خدا بینی شدن
وه چه دشوار است«آوینی» شدن.

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/1/18 در ساعت : 10:52:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  298


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,236 | بازدید دیروز : 34,337 | بازدید کل : 142,838,918
logo-samandehi