دستِ شیطان به تو هرگز نرسد در رمضان
پس بیا پُل بزن از خود به أحَد در رمضان

 

خاک بر سرتر از او کیست که از نفسِ پلید 
نتوانَد به سهولت بِرَهَد در رمضان

 

می شود لِه کند انسانِ خدا جوی فقط
پوزِ إبلیسِ لعین را به لَگَد در رمضان

 

خیرِ تو هست در این بی برو برگرد که شَرّ
نا خود آگاه و صریح از تو رَمَد در رمضان

 

شود آکنده ات آنگونه دل از شور و نشاط
از نسیمی که به جانت بوَزَد در رمضان

 

که فقط پَر بّکشَد سَمتِ خداوندِ رئوف
گُذَرَد وَجد و سُرورِ تو ز حَد در رمضان

 

 لَيْلَةُ الْقََدْرِ فرا می رَسَدَت زود، بگیر

فقط از لطفِ خداوند مَدَد در رمضان
 

آدمیزاد که از هر چه پریزاد سَر است
وای بر حالش اگر حظ نَبَرَد در رمضان

 

بِنِگر تیز تر از آینه هر صبح که در
چشمِ إبلیس نه کَم خار خَلَد در رمضان

 

بِگُذار آینه تر قلبِ تو در سینه تَپَد
در تو بگذار خدا روح دمَد در رمضان