ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جنونِ بالعَیان

اگر چه باورت نمی شود بدان که من همینم این جنونِ بالعیان
کسی که از خودش تهی و از تو پُر، شد آنچنان که شد زمین پر از زمان


به دور باد از تو  هر چه چشم بد ، حسود تو در آورد سر از لحد
نمی رسد به تو، نمی کنم گمان، کشیده سرو اگر چه قد بر آسمان


بلا شک از فرشته ها  فراتری،  ز هر چه دلربا، تو دلربا تری
کمی شبیه ابروی تو می شود، گمان کنم که ماه اگر شود کمان


دلم برای دیدن تو لک زده ست، اسیر عشق روی  تو فلک زده ست
گُزیده بی تو با خیال راحتش، چه  غیر غم مگر در این دل آشیان؟


سکوت می کنم، سکوتِ مستمر،چو نیست در دلم، جز آهِ شعله ور
فقط، رسیدت از غمم اگر خبر، نگو به من عزیز جان نکن فغان


به هیچ چیز غیر از این نه دلخوشم که لحظه ای نمی شوی فرامُشم
نمی رسد به بیدلی به گَردِ من کسی چو ام توئی فقط  تو دلسِتان

نخواه بی خیال باشمَت دمی، بجز تو دل نبسته ام به محرمی
فزونت از حَدَند اگر که والَهان ، جمالت است چون فراتر از گمان

مبادم ای عزیز جان رها کنی به ماتمی برهنه مبتلا کنی
به پیری ام مباد اعتنا کنی، به گوشه چشمی از تو می شوم جوان


بلاشک از تمام حوریان سری، زدم برای دیدنت به هر دری،
مگر ندیده ای بری شدم بری، به عشق رویت از هوای دیگران

به دلبری توئی تو رشک حوریان، مگر نه عشقت آتشم زده به جان؟
مگر نه دل بریده ام از این و آن، سپردمت  مگر نه دل به ناگهان؟

کلمات کلیدی این مطلب :  جنون ، زمین ، زمان ، اسیر عشق ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/2/8 در ساعت : 20:14:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  140


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,610 | بازدید دیروز : 28,329 | بازدید کل : 135,236,143
logo-samandehi