ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غمت در نیمه ی خالی این لیوان نمی گنجد
___
چنین زیبا شدن در عالم امکان نمی گنجد
تویی دریا و دریا هیچ در فنجان نمی گنجد

تو زیبایی و زیبایی تو بی حد و بی حصر است
تو را می خواهم و تاب و تبت در جان نمی گنجد

اگر از گِل تراشیدند جسمت را چگونه? روح
در این محبس که نامش می شود انسان نمی گنجد

گُل ِ زیبای بادام است چشمان غزلخوانت
گلی دیوانه ام کرده که در گلدان نمی گنجد

نگاهت نیمه ی پر از شراب ناب شیراز است
غمت در نیمه ی خالی این لیوان نمی گنجد

شبیه بت مزن زل بر مسلمانی که می بینی
که در یک ظرف توام کفر با ایمان نمی گنجد

پرنده می شود یک روز سمت چشم های تو
پرو بالی که در مهجوری ِ زندان نمی گنجد

نگاهی می کنی بر این انارستان شبیه باد
غمت در این دل زخمی بی وجدان نمی گنجد

تو را می جویم و نام و نشانی از تو در من نیست
چه باید کرد با آنچه به هیچستان نمی گنجد

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی

#غزل_کلاسیک
#غزل_معاصر
#شعر_معاصر
#غزل
#غزلسرا
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1400/2/16 در ساعت : 13:39:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  614


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1400/2/16 در ساعت : 16:49:47
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند
در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمانت]] حرف 《میم》 از کلمه ی 《بادام》از وزن خارج است.
به گمانم در این بیت:
اگر از گِل تراشیدند جسمت را چگونه روح
در این محبس که نامش می شود انسان نمی گنجد
یک علامت سوال بعد از 《چگونه》 لازم است.و اگر این علامت سوال بعد از [[نمی گنجد]] در پایان بیت قرار گیرد، سوالِ بی موردی خواهد بود.
سید مهدی نژاد هاشمی
1400/2/17 در ساعت : 5:44:41
سلام بله درست می فرمایید
بازدید امروز : 17,451 | بازدید دیروز : 27,545 | بازدید کل : 155,702,121
logo-samandehi