ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



در سوگ دوست
به آشفته وضعی دچارم رفیق
زمین گیر تنگِ گذارم ، رفیق

شده روح من خسته از کالبد
اسیر تنی پست و زارم، رفیق

به اینجا ندارد تمایل دلم
فراوان به دل،داغ دارم رفیق

از آن دم که خاموش شد پَرتواَت
هراسان ز هر ، اِنکسارم رفیق

عذاب آور است این جدائی مرا
شده دوزخی  روزگارم رفیق

وجودم به پایان رسد همچو شمع
از این غصّه در احتضارم رفیق

فراموش کردی مگر عهدمان
که رفتی ز حدّ مَدارم رفیق

پریشانِ چرخ فلک گشته ام
و در آتشی پُر شرارم ،رفیق

در عزلت شدم زین غم جان گداز
ندارم تو را ، چون کنارم رفیق

چنان رفته بر من در این نیمه قرن
که در حالتِ انفجارم ، رفیق

در اَندیشه ام شورشی مُبهم است
پُر از پرسش از کِردگارم رفیق

ندانم چرا  سهم من رنجش است
بسی سخت زیرِ فشارم ،رفیق

نشد مکر دنیا مرا آشکار
که بازنده در این قمارم رفیق

شماتت نکن بیش از این،حالِ من
که دلتنگِ لبخند یارم، رفیق

گذشت عمر پُر مِحنت اینسان چه زود
گذشت و، در آمد دمارم، رفیق

چگونه کنم روزگارم درست
یقیناً که بی اختیارم ، رفیق

اگر شِکوه کردم در این مرثیه
ببخشا که بس ،داغدارم رفیق

غزل های من حاصل از دردهاست
که در ماتمت ،دل فگارم رفیق

این غزل مرثیه را در سوگ دو دوستم که یکی اخیراً بر اثر ویروس منحوس کرونا از دنیا رخت بربسته و دیگری که چندین سال پیش کم لطفی نمود و به تنهایی سفر کرد، سروده ام ...

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/2/18 در ساعت : 17:59:25   |  تعداد مشاهده این شعر :  176


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 23,608 | بازدید دیروز : 27,070 | بازدید کل : 135,333,343
logo-samandehi