ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🕊 غزلهای فطریّه 🕊
🍂 (در سه مقطع:نوجوانی ـ جوانی ـ پیری) 🍂

(1)

عید فطر آمد و ما جانب خمّار شدیم
شکرللّه که سبکروح و سبکبار شدیم

بعد یک چند ز چنگال خماری رستیم
به در میکده رفتیم و طلبگار شدیم

سحر از محفل رندان شراب آلوده
بانگ جانپرور نوش آمد و بیدار شدیم

ارجعی گفت به میخانه ی وحدت ساقی
شعر لبّیک سرودیم و به رفتار شدیم

چو نهال ز عطش سوخته کآبش بدهند
داد پیمانه به ما ساقی و پربار شدیم

تا پدیدار هلال مه نو شد به فلک
باز در خانه ی خمّار پدیدار شدیم

هله با پرده نشین حرم عشق بگوی
پرده بردار که ما طالب دیدار شدیم

از ازل باده ی گلگون و رخ زیبا را
چشم نگشوده و نادیده خریدار شدیم

بارها پیر مغان گفت می صاف بنوش
که از آسیب بلاهات نگهدار شدیم.

(2) 

عيد فطر آمد كه ساقي عاشقان را جام داد
عاشقان تشنه را از جام وحدت كام داد

بعد چندي لب فروبستن ز اكل و شرب ، دوست
سفره اي گسترد از احسان و بار عام داد

تا هلال ماه شوّال از افق شد آشكار
ساقي از راه وفا ، كام دل ناكام داد

خلعتي از تار و پود نور بر اندام جان
حضرت جانان ز لطف بيكران انعام داد

جانب ميخانه بشتابيد اي ميخوارگان
كاين زمان پير مغان ، اصحاب را پيغام داد

حيف، رفت آن ماه و صدشكر آمد اين عيد سعيد
دست ساقي باز مي بوسم كه ما را جام داد

لب فرو بستيد از نوشيدني گر چند گاه
از خم وحدت شما را باده ي گلفام داد

دست افشان ، پايكوبان جانب ساقي رويد
چون كه عيدي باده ي جانبخش آن خوشنام داد

روزه داران را ز راه مرحمت در صبح عيد
ايزد جان آفرين پاداش آن ايام داد

هوکشان چون عيد فطر آمد ز لطف خويشتن
حضرت حق طبع ما را قدرت الهام داد.

(3)

ماه رمضان رفت .... بیا باده بنوشیم
جامی دو سه اوّل سرِ سجّاده بنوشیم

محراب پر از رایحه ی شُرب طهور است
بشتاب از این باده که پا داده بنوشیم

دُردی که در آن راه علاج همه درد است
ساقی به قدح ریخته آماده بنوشیم

با خیل گدایان درش ناب دل افروز
همراه حریفان پریزاده بنوشیم

با ساده رخی چند ، روان سوی خرابات
آبادی دل را قدحی ساده بنوشیم

گر لقمه ات از خوان قضا پاک وحلالست
فرض است کز این روزی بنهاده بنوشیم

با روزه ی بگشوده مباح است که امروز
خون دل رَز با رخ بگشاده بنوشیم

تا در رگ جان شعله زند وسوسه انگیز
آن باده که از جوش نیفتاده بنوشیم

در عید رهایی که حساب همه پاک است
آن می که دهد ساقی آزاده بنوشیم .
💕

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/2/20 در ساعت : 19:7:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  74


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,676 | بازدید دیروز : 21,331 | بازدید کل : 132,141,728
logo-samandehi