ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«سال های تاریک»
«سال های تاریک»
 
چه روزگار سیاهی، فراهم آوردند!
چه رنج ها که پیاپی برایم آوردند!
 
به تنگ آمده ایم از ستمگری هاشان
برای مان، فقط، این سال ها غم آوردند
 
پرنده ها، همه، سر زیرِ بالِ خود دارند
 برای  باغ، ره آورد ماتم  آوردند
 
قرار بود هوادار  آسمان  باشند
قرار بود...، ولی این چنین، کم آوردند
 
به جای جرعه ای اردیبهشت و فروردین
چهار فصل، کماکان، محرّم آوردند !
 
صلیب بود که رونق گرفت در این شهر!
چه اشک ها که به چشمانِ مریم آوردند
 
خرابِ ارگ دلم را، به چشم خود دیدم
هزار نوع بلا، بر سرِ بم آوردند ...
 
به پشت گرمی دستان تو دلم خوش بود
که شانه های مرا این چنین خم آوردند!
 
بهشتِ پیرهنت، سهم من نشد ای عشق
برای مان، فقط این ها، جهنم آوردند!
 
امیدِ من، به سمنگانِ چشم هایت بود
ببین چه بر سرِ احساسِ رستم آوردند!
 
برای رونقِ این بی مروتی ها شان
دلایلِی، همه تاریک و مبهم آوردند !
 
کلمات کلیدی این مطلب :  روزگار ، ماتم ، ارگ ، صلیب ، اردیبهشت ، مبهم ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/2/30 در ساعت : 5:3:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  726


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهران ساغری
1400/2/30 در ساعت : 5:52:46
مرحبا استاد .. بسیار زیبا
علی نظری سرمازه
1400/2/30 در ساعت : 8:56:55
بسیار زیبا و پر محتوا
درود بر شما شاعر گرامی
سهم همه را خوردند و شراب نوشیدند
سارقانی که بجای سود سم آوردند
رضا محمدصالحی
1400/2/31 در ساعت : 22:3:44
برای رونقِ این بی مروتی ها شان
دلایلِی، همه تاریک و مبهم آوردند !

درود استاد ... دستمریزاد
سید محمدرضا لاهیجی
1401/8/1 در ساعت : 13:59:21
سلام و درود
حضرت استاد صفا دل
میلادتان مبارک
سایه شما بر سر ما و شعر مستدام
بازدید امروز : 2,345 | بازدید دیروز : 25,353 | بازدید کل : 158,735,160
logo-samandehi