ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«سال های تاریک»
«سال های تاریک»
 
چه روزگار سیاهی، فراهم آوردند!
چه رنج ها که پیاپی برایم آوردند!
 
به تنگ آمده ایم از ستمگری هاشان
برای مان، فقط، این سال ها غم آوردند
 
پرنده ها، همه، سر زیرِ بالِ خود دارند
 برای  باغ، ره آورد ماتم  آوردند
 
قرار بود هوادار  آسمان  باشند
قرار بود...، ولی این چنین، کم آوردند
 
به جای جرعه ای اردیبهشت و فروردین
چهار فصل، کماکان، محرّم آوردند !
 
صلیب بود که رونق گرفت در این شهر!
چه اشک ها که به چشمانِ مریم آوردند
 
خرابِ ارگ دلم را، به چشم خود دیدم
هزار نوع بلا، بر سرِ بم آوردند ...
 
به پشت گرمی دستان تو دلم خوش بود
که شانه های مرا این چنین خم آوردند!
 
بهشتِ پیرهنت، سهم من نشد ای عشق
برای مان، فقط این ها، جهنم آوردند!
 
امیدِ من، به سمنگانِ چشم هایت بود
ببین چه بر سرِ احساسِ رستم آوردند!
 
برای رونقِ این بی مروتی ها شان
دلایلِی، همه تاریک و مبهم آوردند !
 
کلمات کلیدی این مطلب :  روزگار ، ماتم ، ارگ ، صلیب ، اردیبهشت ، مبهم ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/2/30 در ساعت : 5:3:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  410


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهران ساغری
1400/2/30 در ساعت : 5:52:46
مرحبا استاد .. بسیار زیبا
علی نظری سرمازه
1400/2/30 در ساعت : 8:56:55
بسیار زیبا و پر محتوا
درود بر شما شاعر گرامی
سهم همه را خوردند و شراب نوشیدند
سارقانی که بجای سود سم آوردند
رضا محمدصالحی
1400/2/31 در ساعت : 22:3:44
برای رونقِ این بی مروتی ها شان
دلایلِی، همه تاریک و مبهم آوردند !

درود استاد ... دستمریزاد
سید محمدرضا لاهیجی
1401/8/1 در ساعت : 13:59:21
سلام و درود
حضرت استاد صفا دل
میلادتان مبارک
سایه شما بر سر ما و شعر مستدام
بازدید امروز : 2,562 | بازدید دیروز : 25,226 | بازدید کل : 146,375,732
logo-samandehi