ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فردا، همین دیروزِ پس فرداست

من مطمئِنّم بی برو برگرد، فردا همین دیروزِ پس فرداست
فرصت چه آسان  می دهیم از دست، وقتی نَوامان آه و واویلاست

در پرسه گاهِ بی خیالی ها، پرسیده ای از خود فقط یک بار
پروا ندارد از تلاطم ها، باری چرا موجی که در دریاست؟

سهمِ تو غیر از این نخواهد بود از زندگی، درماندگی، خواری
بیهوده _تا اینی_یقین دارم،  نِق می زنی بختت چرا نا واست

 در دست می گیرد مهارت را، شیطان به آسانی چرا یکریز؟
 زیرا نشوریدی دمی بر خود، باور نکردی نفست اژدرهاست

بی بهره اند آنان که از غیرت، چون غرقه گردیدند در غفلت
امروزشان مانند دیروز است، فردایشان مثل همین حالاست

همّت گُماری بَر تعالی را سر لوحه باید کرد بی تردید
آنان که ذلّت بر نمی تابند، ایمانشان چون کوه پابرجاست

در دل نباید داد شک را راه، همواره باید بود جان آگاه
دل کی به دریا می زند هر کس، تصمیمِ او پُر از اگر اَمّاست؟

اُمّیدتان کَت بسته گردیده است، از دستتان جان خسته گردیده است
مردانگی تان پس کجا رفته ست؟ره توشه تان وقتی نه جز پرواست؟

دَم می زنید از غیرت اَمّا کو؟شوری که باید داشت در سرها
فرجامتان الان _ نه فردا_ از، دون همّتی های شما پیداست

تقدیرمان را زد رقم بد جور، این بی مبالاتیِ لاکردار
باور کنیم این را که می آید، تیغی که بر سرمان فرود از ماست
توحید با《لا》می شود آغاز، ابرامِ این《لا》نیست جز 《اِلا》
ایمان بیاور از دل و جانت، این《لا》و 《اِلا》 لؤلؤی لالاست

از چارسو بر روی تو باز است، راهی به سمت رستگاری ها
دل بَر کَن از هر چیز غیر از او، جانت اگر سرشار از استغناست

از چارسو باید هجوم آورد، بر یاس و بر پژمرده دل بودن
سرزنده دل بودن شکوفایی است، پژمرده دل بودن توان فرساست

کلمات کلیدی این مطلب :  فردا ، پس فردا ، واویلا ، لا ، الّا ، چارسو ، شکوفایی ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/4 در ساعت : 22:56:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  124


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1400/4/6 در ساعت : 22:46:53
بیهوده _تا اینی_یقین دارم، نِق می زنی بختت چرا اینجاست
درود بر شما
ابراهیم حاج محمدی
1400/4/9 در ساعت : 0:16:55
درود بر سرکار عالی
سپاسگزارم
بازدید امروز : 7,167 | بازدید دیروز : 24,373 | بازدید کل : 133,593,010
logo-samandehi