ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



از زخم زبان
۱ هرچند دلی پر از نگفتن دارم

نه طاقت گفتن نه شنفتن دارم

از زخم زبان نارفیقان عمری ست

تن پوش هزار زخم بر تن دارم!


۲

دلگیری پرده و شب و کرکره چیست؟

آواز سکوت و ضجه ی زنجره چیست؟

او بوده و یک عمر دل آجری اش

دیوار نفهمید غم پنجره چیست!


۳

در قلب زلال او نفاق افتاده است

در پیچ عبورش اتفاق افتاده است

رودی که به جستجوی دریا می رفت

در چنگ سیاه باتلاق افتاده است!


۴

پرپر شده باغ یاس و شب‌بو ای عشق

خشکیده لبان تشنه‌ی جو ای عشق

پیچیده دوباره بوی هجرت در باغ

آواز پر چلچله‌ات کو ای عشق!؟

5

آزاد شود از همه در دام‌تر است

پرواز کند از همه ناکام‌تر است

بگذار بماند این پرنده، ای عشق

کنج قفست زندگی آرام‌تر است!

6

چل سال سیاه بی‌بهاریم همه

پاییز زده در انتظاریم همه

ما از همه جا که دستمان کوتاه است

کو باغچه تا دست بکاریم همه!؟

7

غیر از غم و حسرت که نخوردی از م

ن هی لحظه به لحظه را شمردی از من

یک عمر کمین کردی و آخر ای مرگ

جز پوست و استخوان چه بردی ازمن!؟

8

آگاه از اندوه شب ژرف من است

همصحبت دنیای پر از برف من است

اینجا کس دیگری نفهمید مرا

آیینه فقط مخاطب حرف من است!

9

آن موج تقلا که زخود ساخته بود

تاوان عظیمی ست که پرداخته بود

لب باز نکرده شد اسیرت ماهی

قلاب تو را چگونه نشناخته بود!

#رحیمی_رامهرمزی

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/17 در ساعت : 18:31:12   |  تعداد مشاهده این شعر :  73


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,192 | بازدید دیروز : 24,373 | بازدید کل : 133,592,035
logo-samandehi