ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



چنگ به دل نمی زند
مار در آورده فقط چون سر از آستینِ تان
چنگ به دل نمی زند،《مَدّ》شما و《لینِ》تان
 
جربزه توش می شدید آینه هوش می شدید
داشته بود اگر کمی، جوهره《آبتینِ》تان
 
خوشدلی ای نمانده بر، بَه بَه و چَه چَه شما
درد دوا نمی کند، چون که صد آفرینتان
 
در همه دهر از شما، کیست خدا نترس تر؟
کور تری که دیده از، چشمِ خدا نبینِ تان؟
 
طینت نحستان مگر هست نشانه ی چه جز 
مُهر ریا که می خورَد یکسره بر جبینِ تان
 
زبده ترین خصالتان هست پلشت طینتی
غیر گریز از خدا کرده چه اینچنینِ تان؟
 
بس که صریح و با وَلَع، غرقه شدید در طمع
چشم نمی شود مگر، خیره بنا بر اینِ تان
 
شاملِ حالتان نشد لطف خدای لم یَزَل
هست بدون شک فقط، خشم خدا قرینتان
 
هرزه درایی شما هست نتاجِ کودنی
چون که همیشه تا ابد، شک دَمَد از یقینِ تان
 
دل به شما نمی دهد، هر که سرشت پاکش است
مَزّه ی زهر مار تا می دهد انگبینِ تان
 
لاف چه می زنید از این کایِنه دار امّتید
بوده کجا و کی مگر، چشم نواز دینتان؟
 
بَنگِ خیال باطلید، پوچ منالِ عاطلید
هست جهنّمی بلی، اوّلین، آخرینتان
 
شیطنت است کارتان، ننگ به کار و بارتان
شک نکنید می خورَد، سنگ به آبگینه تان
 
شرم و حیا نداشتید، رو به خدا نداشتید!
هست مگر که کج تر از، قبله ی نازنینِ تان؟
 
مار در آورده فقط چون سر از آستینِ تان
چنگ به دل نمی زند،《مَدّ》شما و《لینِ》تان
کلمات کلیدی این مطلب :  مَدّ ، لین ، دین ، آبتین ، جبین ، مار ، یقین ، انگبین ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/29 در ساعت : 3:7:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  244


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

معین حجت
1400/4/30 در ساعت : 22:28:8
سلام ...
عرض ادب و احترام ...
درود بر شما استاد مثل همیشه نغز و فاخر سروده اید ...
ابراهیم حاج محمدی
1400/4/31 در ساعت : 11:46:45
سلام علیکم حضرت دوست جناب معین عزیز و ارجمند.سپاسگزار نظر لطفتانم. پاینده باشید.
بازدید امروز : 14,653 | بازدید دیروز : 25,031 | بازدید کل : 144,759,355
logo-samandehi